سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 431

صفحه 431

معانی متعدد استعمال شده و هیچ محذوری در کار نمی آید و لازمه اش هم این نیست که ما بین این دو فرقی قائل بشویم. آنهایی که استعمال لفظ مشترک را در اکثر از معنا تجویز می کنند، آیا فرق است بین آنجایی که کلمۀ عین در یک معنا استعمال بشود، یا در چند معنا؟ اگر کسی قائل به جواز شد، از نظر استعمال، هیچ فرقی وجود ندارد.

پس اگر شما وضع را عام گرفتید، یعنی یک وضع، اگر موضوع له را خاص گرفتید، یعنی صدها موضوع له. به یک وضع، صدها موضوع له درست کرده است. اگر غیر از این تصور بکنید یا باید انسان باشد یا زید باشد، این برزخ بین این دو است. لذا ما آنجا قائل به استحاله می شدیم علی خلاف المشهور، می گفتیم: از دریچۀ عام نمی شود خصوصیات را کسی ملاحظه بکند، بین عام و بین خصوصیات، تباین است. چطور می شود انسان از دریچۀ عام خصوصیات را ببیند؟ روی این مبنا قائل به استحاله شدیم. اما آنهایی که قائل به استحاله نیستند می گویند: هیچ مانعی ندارد که یک معنای کلی را در نظر بگیرد اما لفظ را برای معنای کلی وضع نمی کند، برای تمام افراد با خصوصیاتشان، زید با خصوصیت، عمرو با خصوصیت، بکر با خصوصیت، اینها همه موضوع له هستند و افراد هم با توجه به خصوصیاتشان مباین هستند. همانطوری که مکرر عرض کردم؛ شما اگر قضیۀ حملیه بخواهید بین زید و عمرو تشکیل بدهید بگویید: «زید عمرو» این قضیه باطل است، درحالی که هردو مصداق انسان هستند و ماهیتشان هم واحد است، اما«زید عمرو» غلط است، برای این که زید معنایش فقط انسان نیست، انسان با خصوصیات زیدی، عمرو هم انسان با خصوصیات عمروی است. انسان با خصوصیات زیدی نمی تواند با انسان با خصوصیات عمروی اتحاد داشته باشد. لذا این قضیۀ حملیه وجدانا، ارتکازا باطل است. اگر کسی گفت: «زید عمرو هل هذه قضیه صادقه ام کاذبه؟» شما وجدانا می گویید: این دروغ است. این بیان امام بزرگوار بود.

دیروز عرض کردم یک نکته ای در این جا وجود دارد، که چه برای مرحوم آخوند(ره) که اصل اشکال را مطرح کرده و چه برای آنهایی که در مقام جواب از ایشان برآمده اند، این نکته مغفول عنه واقع شده است. من ندیدم کسی توجه به این نکته کرده باشد. با توجه به این نکته مسأله برای ما کاملا حل می شود و اشکال برطرف می شود، دیگر نیازی به حرفهایی که در مقام جواب ذکر شده باقی نمی ماند.

فرق کلی و جزئی خارجی

این که مرحوم آخوند(ره) می فرماید: «سرت من البصره الی الکوفه» را قبول داریم که جزئی خارجی است، اما«سر من البصره الی الکوفه» کلی است. می خواهیم ببینیم این کلی یعنی چه؟ چطور «سر من البصره الی الکوفه» کلی است و«سرت من البصره الی الکوفه» جزئی است؟

کلیتی را که در کلام ایشان فرض شده، باید اینطور توجیه کنیم که وقتی انسان در مقام عمل، از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه