سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 438

صفحه 438

وضع می کند. ولی خود عنوان، معنای این معنونات نیست و جزء حقیقت این معنونات به حساب نمی آید اصلا، فقط از باب این که چاره ای نداشته، چون نمی توانسته تک تک نسبت ابتدائیۀ بین بصره و سیر را، بین کتاب و مطالعه را، بین منزل و مدرسه را، بین غذا و خورندۀ غذا را، و هکذا ملاحظه کند، عنوانی برای اینها درست کرده است؛ «النسبه الابتدائیه، الاضافه الابتدائیه» و لفظ را برای معنونات این عنوان وضع کرده است، راهی برای واضع، غیر از این نبوده است.

لذا وضع به معنای این است که عنوان در نظر گرفته شده، اما برای آن عنوان وضع نشده، برای معنونات این عنوان وضع شده است، شبیه وضع عام و موضوع له خاص است بدون این که آن عنوان وضع عام و موضوع له خاص بر این منطبق بشود، در حروف حاکیه که اکثریت حروف هستند وضعشان به این کیفیت است.

در حروف ایجادیه هم تقریبا مسأله به همین نحو است، یعنی واضع وقتی که می خواسته مثلا یای ندا یا واو قسم را وضع بکند، معنای قسم را در نظر می گیرد، لیکن لفظ را برای ایجاد قسم وضع می کند که وقتی کلمۀ ایجاد مطرح می شود، معنایش این است که گفت: «الوجود مساوق للجزئیه»، لا محاله مسألۀ جزئیت تحقق پیدا می کند. یعنی اینطور نیست که واو برای مفهوم ایجاد القسم وضع شده باشد، اگر برای این وضع شده باشد که معنای حرفی نیست، این یک عنوان اسمی است، معنای حرفی ولو در حروف ایجادیه، با معنای اسمی مغایرت دارد. اینطور نیست که حروف ایجادیه مثل «بعت» و«اشتریت» در یک معنای ایجادی و انشائی اسمی شرکت داشته باشند.

به عبارت روشنتر؛ همان معنایی را که ما در رابطۀ با«من» گفتیم، که«من» را اگر مجردا استعمال کنید، هیچ معنایی نمی تواند داشته باشد، واو قسم هم همینطور است، اگر آنرا به تنهایی استعمال کردید، لام تأکید را به تنهایی استعمال کردید، این معنای حرفی و این خصوصیت حتی در حروف ایجادیه، وجود دارد، ما یک سنخ از حروف را به نام حروف ایجادیه نامگذاری کردیم.

اگر در ردیف«بعت» و«انکحت» بگوید: همانطوری که آن یک معنای ایجادی و انشائی دارد، واو قسم هم همینطور است، جواب می دهیم که نه اینطور نیست، شما اگر«بعت» ی انشائی را مجردا استعمال کنید«له معنی»، اما واو قسم اگر به تنهایی هم استعمال بشود«لا معنی له». پس در حقیقت در خود معنای قسم، یک نوع تعلّقی وجود دارد، در معنای تأکید، یک نوع تعلقی هست، در معنای ندا یک نوع تعلقی وجود دارد، اما این حروف از چیزی، حکایت نمی کنند. وقتی که شما می گویید: «و رب الکعبه» این واو از چیزی حکایت نمی کند، به نفس همین واو ایجاد قسم می کنید.

پس در این جهت که یک نوع تعلقی است، در حروف ایجادیه هم این نوع تعلق وجود دارد، اما جنبۀ حکایت و واقعیتی که شما بخواهید مسأله را منطبق بر آن واقعیت بکنید، واقعیتی غیر از نفس این قسم و تأکید نداریم. چیز دیگری نیست که این تأکید انطباق بر او پیدا بکند و از آن حکایت کند.

لذا این مسألۀ تعلّق، در مطلق حروف تحقق دارد، اما در یک قسمت به عنوان حکایت مطرح است و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه