سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 442

صفحه 442

کرده، مصداق تبعی أبیض قرار گرفته، نه مصداق حقیقی و واقعی أبیض، «الجسم ابیض لأنه صار معروضا للبیاض، فالبیاض أبیض فالجسم یکون أبیض» این حسابش با«زید انسان» فرق می کند، آنجا هیچ گونه واسطه ای ما نمی توانیم تصور بکنیم، اما اینجا وساطه البیاض مطرح است، لیکن جسم به عنوان مصداق عرضی أبیض است که فلاسفه عنوان خاصی در اینطور مصداقها دارند، که حتی کلمۀ مصداق را در اینجا نمی آورند، مصداق را در همان مصادیق واقعیه به کار می برند. پس اجمالا این که قضیۀ حملیۀ به حمل شایع صناعی هم«له شعبتان»: یکی از قبیل«زید انسان» و دیگری از قبیل«الجسم أبیض»، این یک تقسیم.

پس اگر ماهیت مطلقه با مقیّدها یکی است، نتیجه این می شود: زید که مصداق همان است، عمرو هم که مصداق همان است، پس این دو باهم اتحاد پیدا بکنند، زید و عمر هم باهم متحد بشوند، برای این که در انسانیت که مشترک هستند. شما می گویید: انسانیت هم که منافات با خصوصیات ندارد، پس در همۀ جهات باهم مشترک هستند. این که شما شنیده اید که منافات ندارد یعنی من حیث الوجود بینشان ملائمت و بینشان التیام و ائتلاف است، والاّ معنایش این نیست که این دو یکی هستند. بین ماهیت مطلقه و ماهیت مقیّده«من جهه نفس الماهیه و اصل الماهیه» فرقی نیست.

اجزاء قضایای حملیه

مسألۀ دیگری که خیلی مهم است، آنرا طرح می کنیم و ان شاء الله تفصیلش را موکول به بعد می کنیم: در مورد قضایای حملیۀ بدون قید و شرط یک معنایی بین مشهور معروف است که قضایای حملیه ترکب از سه جزء دارد: یک جزء عبارت از موضوع است، یک جزء عبارت از محمول است، و یک جزء عبارت از نسبت است. می گویند: «القضیه مرکبه من ثلاثه اجزاء».

بعد کأنّه از مشهور سؤال می شود که این ترکّبی که شما قائل هستید در چه مرحله ای از مراحل ثلاثۀ قضیه تحقق دارد؟ مگر قضیه چند مرحله دارد؟ هر قضیه ای دارای سه مرحله است: یک مرحله، همین مرحلۀ لفظ است که شما از آن تعبیر به قضیۀ ملفوظه می کنید. یک مرحله، مرحلۀ معنای این قضیۀ ملفوظه است که معنا عبارت از آن چیزی است که از راه این الفاظ در ذهن مستمع و مخاطب وارد می شود، و علت این که از آن تعبیر به قضیۀ معقوله کرده اند یعنی آنچه را که مخاطب تعقل می کند و آنچه در ذهن مخاطب صورت و ارتسام پیدا می کند، که قضیۀ معقوله یعنی ما«یتحقق من القضیه الملفوظه فی ذهن المخاطب و ما یعقله المخاطب من القضیه الملفوظه». پس یک قضیۀ ملفوظه داریم، یک قضیۀ معقوله داریم، یک شیء سومی هم وجود دارد و آن واقعیتی است که این قضیه حکایت از آن می کند، آن حقیقتی است که به واسطۀ این لفظ و به واسطۀ قضیۀ معقوله شما می خواهید آن واقعیت را در اختیار مخاطب و مستمع قرار بدهید که تعبیر به قضیۀ واقعیه یا قضیۀ محکیه می شود، یعنی آنچه را که شما در لباس خبر می خواهید برای مستمعتان مجسم بکنید و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه