سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 451

صفحه 451

درس شصت و پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و مولینا و نبیّنا أبی القاسم محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و علی آله الطیّبین الطّاهرین المعصومین و لعنه اللّه علی أعدائهم أجمعین، من الآن الی قیام یوم الدّین.

وجود نسبت در بعض قضایا و حق در آن

در اکثر قضایا از نظر واقعیت هیچگونه نسبتی، (نسبت به معنای واقعی)، وراء منتسبین و غیر از دو طرف، ملاحظه نمی کنیم. فقط یک نوع قضیه باقی مانده بود که به حسب ظاهر نسبتی در آن وجود داشت، مثل«الجسم له البیاض» «زید له القیام» «عمرو فی الدار» «بکر علی السطح» بین بیاض که عنوان عرضی است و جسم که یک وجود جوهری است نسبت و اضافه و ارتباط وجود دارد، در «زید له القیام»، «عمرو فی الدار»، «بکر علی السطح» هکذا، غیر از زید و دار یک اضافه و نسبت ظرفیت تحقق دارد که واقعیت دارد و قابل انکار نیست. همانطوری که در معانی حرفیه عرض کردیم.

حقّ در مسأله این است که گاهی این نوع قضایا را همانطوری که نحویین به آنها نظر کرده اند، نظر کنیم و یک وقت این است که ظاهر قضیه را نگاه می کنیم. نحویین از این قضایا به قضایای مؤوّله تعبیر می کنند، می گویند: به حسب صورت به همین کیفیت هستند، لیکن در باطن، قضیه نحو دیگری است. تمام قضایا مشتمل بر حروف هستند، حرف«فی» در«زید فی الدار»، «علی» در«زید علی السطح»، نحویین می گویند: این جار و مجرور متعلّقی دارد که محذوف است، آن محذوف در باطن، خبر در قضیۀ حملیه است، «زید فی الدار» یعنی«زید کائن فی الدار»، «الجسم له البیاض» یعنی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه