سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 453

صفحه 453

کلمۀ«له» است، «له» دلالت بر نسبت می کند، در«زید فی الدار» آن نسبت ظرفیه ای که بین دار و زید تحقق دارد، مفاد قضیۀ«زید فی الدار» نیست، آن مفاد کلمۀ«فی» است. شاهد این است که اگر«الجسم له البیاض» را که یک مرکب تام و قضیۀ کاملی است، به صورت یک مرکب ناقص درآوردید که از عنوان قضیۀ حملیه بیرون رفت و دیگر عنوان قضیۀ حملیه نداشت، مثلا جزء موضوعش قرار دادید و گفتید: «الجسم الذی له البیاض» که مجموعش موضوع است و قضیۀ تام هم نیست، هنوز محمول نیامده است. «الجسم الذی له البیاض» که به عنوان مرکب غیر تام و یک موضوع تنها مطرح است همان نسبت«الجسم له البیاض» را افهام می کند. از نظر نسبت هیچ فرقی ندارد، چه شما بگویید:

«الجسم له البیاض» و چه بگویید: «الجسم الذی له البیاض»، فرقش این است که اینجا قضیه تشکیل نشده است. عنوان، عنوان تصوری است و آنجا عنوان، عنوان تصدیقی است، اما در این جهت مشترکند که آن نسبت بین جسم و بیاض را هردوی اینها افهام می کنند، آنجا به صورت قضیۀ حملیه و تصدیقیه و اینجا به صورت قضیۀ تصوریه و غیرتصدیقیه مطرح است.

اگر نسبت در رابطۀ با قضیۀ حملیه باشد اینجا که می گویید: «الجسم الذی له البیاض» باید فاقد نسبت باشد، درحالی که می بینیم در ارتباط بین جسم و بیاض و اضافۀ بین جسم و بیاض چه به صورت قضیۀ تصدیقیه و چه به صورت مرکب غیر تام از نظر دلالت بر نسبت یکسان هستند. پس می فهمیم که مسألۀ نسبت در«الجسم له البیاض» به قضیه ارتباطی ندارد، نسبت بلا اشکال هست، «لکنّها لا ترتبط بالقضیه و لا ارتباط بین النسبه و بین القضیه اصلا».

دلیل دوم این است که خبر در قضیه«الجسم له البیاض» چیست؟ اگر ما از کائن که نحویین قبول کردند صرف نظر کردیم و گفتیم: کائن مطرح نیست؛ پس خبر چیست؟ «بیاض» یا«له البیاض» خبر است؟ بلا اشکال شما باید بگویید که«له البیاض» خبر است، والاّ نمی شود که این«له» به عنوان یک چیزی مثل جملۀ معترضه در این وسط باشد نه دخالت در موضوع داشته باشد و نه دخالت در محمول. در«الجسم له البیاض»، «له البیاض» به عنوان خبر مطرح است.

از مشهور که قائل به نسبت هستند، سؤال می کنیم که موضوع چیست؟ می گویند: «الجسم»، سؤال می کنیم: محمول چیست؟ می گویند: «له البیاض»، آیا بین«له البیاض» و«الجسم»، نسبت وجود دارد، یا نه؟ اگر بگویید نسبت وجود دارد، می گوییم: قبول داریم، اما«بیاض لیس بخبر»، در جملۀ خبریه«له البیاض» به عنوان محمول مطرح است والاّ با این«له» در وسط چه معامله ای می کنیم؟ می گوییم: جسم مبتدا و بیاض خبر آن است، این«له» چه نقشی دارد؟

اگر از کائن صرف نظر بشود«له البیاض» جزو محمول است. اگر روی مبنای مشهور جزو محمول شد، باید بین«له البیاض» و«الجسم» نسبت وجود داشته باشد. چه نسبتی بین«له البیاض» و «الجسم» وجود دارد؟ آن نسبتی که بین جسم و بیاض هست نسبت اضافی و ارتباطی است. «البیاض لا یکون خبرا، بل الذی یکون خبرا هو له البیاض». در«زید فی الدار» هم مسأله همین است. آیا در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه