سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 454

صفحه 454

«زید فی الدار» دار خبر است تا شما بگویید که بین دار و زید نسبت ظرفیت و اضافۀ ظرفیت وجود دارد؟ یا«فی الدار» خبر از برای زید است؟ اگر«فی الدار» خبر برای زید شد، نسبت بین«فی الدار» و زید در قصۀ«زید فی الدار» چیست؟

ما در تحلیل این قضایا چه مبنای نحویین و چه مبنای غیر نحویین را ملاحظه بکنیم، یا اصلا نسبتی وجود ندارد اگر کائن و ثابت و امثال ذلک شد، و اگر هم نسبتی وجود داشته باشد، روی غیر مبنای نحویین این نسبت به قضیه نمی تواند ارتباط داشته باشد، بلکه خارج از دایرۀ عنوان قضیۀ حملیه است. پس ما تمام اقسام قضایای حملیه، حمل شایع صناعی، حمل اولی ذاتی، این قضایایی که نحویین از آن به قضایای مؤوّله تعبیر می کنند، را بررسی کردیم، حتی یک قضیه پیدا نشد که ما در رابطۀ با قضیه بتوانیم نسبتی درست بکنیم تا مسألۀ ترکّب از ثلاثه اجزاء را به حساب قضیه بگذاریم.

نسبت در قضایای سلبیه

این بیان در قضایای موجبه درست بود، مشکل بالاتر، قضایای سالبه هستند. مشهور قائل هستند به این که قضیه، ترکّب از ثلاثه اجزاء دارد. آنها نمی گویند: فقط قضایای موجبه اینطور است، اطلاق کلامشان در«القضیه تترکب من ثلاثه اجزاء»، بلکه تصریح در بعضی از موارد اقتضاء می کند که در قضایای سالبه هم می خواهند مسألۀ نسبت را مطرح کنند.

قضایای سالبه را هم بررسی می کنیم، در خیلی از قضایای سالبه اصلا معقول نیست که مسألۀ نسبت مطرح بشود، علت آن چیست؟ ظاهر کلام مشهور این است که بین قضایای سالبه و قضایای موجبه با وجود اشتراک هردوی آنها در مسألۀ نسبت، فرق هست، فرقشان این است که در قضایای موجبه، یک امر ایجابی ولی در قضایای سالبه یک امر سلبی نسبت داده می شود، چون در اصل نسبت هردو مشترکند، «اصل النسبه مشترکه بین تلک القضیتین»، فقط در ایجابی و سلبی باهم مختلف هستند. آیا نسبت به سلب، چگونه است؟

قضایای سالبه دو نوع است: اول - در«زید لیس بقائم»، معنا به حسب واقعیتش این است که زید اتصاف به قیام ندارد، در واقعیت بین زید و بین قیام هیچگونه اضافه و ارتباطی تحقق ندارد. نسبت سلب را چطور حساب می کنید؟ یک طرف زید است، طرف دیگرش چه چیزی است که می خواهید نسبت را در کار بیاورید؟ اصلا قیامی تحقق ندارد، وجود خارجی ندارد که شما بخواهید«سلب القیام» را نسبت به زید بدهید. در خارج، زید است و هیچ گونه قیامی هم برای زید تحقق ندارد.

اگر قضیه سالبه به این صورت باشد که ما بگوییم: «زید لیس فی الدار»، اینجا یک زیدی و یک داری داریم و می توانیم بگوییم: مثلا از باب مسامحه یک نسبت سلبی داریم فرضا، اما آنجایی که شما می گویید: «زید لیس بقائم» اصلا غیر از زید چیزی وجود ندارد، مسأله ای به نام قیام مطرح نیست تا این که بگوییم: بین زید و قائم نسبت سلب تحقق دارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه