سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 457

صفحه 457

درس شصت و ششم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و مولینا و نبیّنا أبی القاسم محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی آله الطیّبین الطّاهرین المعصومین و لعنه اللّه علی أعدائهم أجمعین، من الآن الی قیام یوم الدّین.

واقعیت در قضایای لفظیه و معقوله

اساس در باب قضایا، واقعیت و قضیۀ محکیّه است. هرچه در رابطۀ با قضیۀ محکیّه باشد، در قضیۀ لفظیه و معقوله هم همان معنی در کار است. اشکالی مطرح هست که نسبت در قضیۀ ملفوظه هست، اما در قضیۀ محکیّه نسبت تحقق ندارد. اما این اشکال صحیح نیست. قضیۀ لفظیه، نشان دهندۀ همان واقعیت است، بدون هیچ تغییری و بدون هیچگونه اختلافی، و اگر اختلاف بین قضیۀ لفظیه و واقعیت در کار باشد، چه بسا که قضیۀ کاذبه باشد. الفاظ، فقط عنوان مرآتیت و حکایت دارند، چه به صورت لفظ تصوّری و چه به صورت جملۀ تصدیقیه القاء بشوند. لفظ انسان باید حکایت از تمام واقعیت انسان داشته باشد، لفظ زید، مرآت برای تمام واقعیت زید است. در جملۀ «زید انسان» هم همان واقعیت محکیّه را باید نشان بدهد. لذا ما نمی توانیم بین این دو مرحله تفکیک بکنیم و بگوییم: در قضیۀ محکیه نسبت وجود ندارد، اما در قضیۀ ملفوظه نسبت وجود داشته باشد؟ چه بسا کلام مشهور را هم حمل بر قضیۀ ملفوظه بکنیم و بگوییم که آنها به حسب واقعیت، حرف نزده اند.

این مسأله را به این صورت نمی توان ملاحظه کرد، این قضایا دنبال هم و مطابق باهم است، لفظ، حکایت همان واقعیت را می کند و واقعیت به توسط لفظ در ذهن مخاطب و مستمع به همان گونه که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه