سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 459

صفحه 459

القضیه کاذبه» برای این که انسان و زید اتحاد در ماهیت ندارند، فقط اتحادشان، اتحاد در وجود و تحقق در خارج است. پس اگر کسی گفت: «زید انسان» باید دید که معیار در این قضیۀ حملیه به نظر او چیست؟ اگر معیار، هو هویت خارجیه است«هذه قضیه حملیه صادقه»، اما اگر در«زید انسان» به ملاک«الانسان حیوان ناطق» تشکیل قضیه داد این قضیه، قضیۀ کاذبه است، برای این که اتحاد در ماهیت بین زید و بین انسان تحقق ندارد.

در«زید انسان» و«زید قائم» که نوع دوم از قضیۀ حملیۀ به حمل شایع صناعی بود، مسأله روشن است، در«الجسم ابیض» بین جسم و ابیض اتحاد و هو هویت خارجیه مطرح است، لذا شما می گویید: جسم و أبیض نسبتشان مثلا عموم و خصوص مطلق است، در این جسم خارجی هر دو جمع شده اند، عنوان أبیض و عنوان جسم تحقق پیدا کرده است، و اگر یک جایی عموم و خصوص من وجه هم باشد در مادۀ اجتماعشان اتحاد وجودی مطرح است، مثل اتحادی که شما بین صلاه و غصب مطرح می کنید، مسألۀ اجتماع امر و نهی روی همین معنا پیش آمده است، که بین اینها اتحاد وجودی تحقق پیدا کرده است. لذا در«الجسم ابیض» یا«زید قائم» هم همین معنا تحقق دارد.

مراد از قضایای مؤوّله

اشاره

اشکال در سنخ اخیر است که دیروز مطرح می کردیم، مسأله در«زید فی الدار» و«زید علی السطح» به چه صورت است؟ ما«علی کلا التقدیرین» مسأله را بررسی کردیم و در رابطۀ با انکار نسبت، هردو فرض را ذکر کردیم، ولی اینجا جای این حرف است که چرا نحویین این سنخ از قضایا را به عنوان قضایای مؤوّله مطرح کرده اند؟ در حقیقت نظر نحویین این بوده است که ما نمی توانیم «فی الدار» را با قطع نظر از تعلّق به یک کائن، مستقر، ثابت، محمول برای زید قرار بدهیم، برای این که«فی» افادۀ ظرفیت می کند، ظرفیت هم نسبتی با زید ندارد، آنطور که مشهور قائل هستند. پس هو هویت بین زید و بین ظرفیت نمی تواند تحقق پیدا بکند. ظرفیت یک واقعیت سوم غیر از زید و مدرسه و دار است نمی تواند اتحاد با زید و دار داشته باشد.

مجبور هستیم که بگوییم: «فی الدار» نمی تواند به عنوان قضیۀ حملیه، حمل بر زید بشود، «ما فی الدار» یا«من فی الدار» قابل حمل بر زید هست، اما آن«فی الدار» که به معنای ظرفیت است و«فی» دلالت بر ظرفیت می کند، مثل معانی حرفیه، قابل حمل بر زید نیست، مگر هر محمولی می تواند بر هر موضوعی، حمل بشود؟ اگر بگویید: «الجسم بیاض» و جنبۀ مسامحه ایش را کنار ببرید، می گویید که بیاض قابل حمل بر جسم نیست. چون بیاض یک وجود عرضی است و جسم یک وجود جوهری است، آیا بین وجود جوهری و عرضی می شود اضافه و نسبت تحقق پیدا بکند؟ بینشان حمل تحقق پیدا نمی کند. پس ما نمی توانیم وجود عرضی را حمل بر وجود جوهری کنیم و بگوییم:

«الجسم بیاض»،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه