سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 475

صفحه 475

تحقق پیدا می کند. این دو مرحله را نباید باهم مخلوط کرد. مرحلۀ اول«هل اللفظ»، در جایی که لفظ هست، «له تأثیر فی تحقق انشاء»؟ یا این که هیچ تأثیری در تحقق انشاء ندارد، بلکه فقط عنوانش، ابراز انشاء است، یعنی: انشاء در مرحله قبل از لفظ تحقق پیدا می کند و در مرحله قبل از«بعت»، این تملیک تحقق پیدا کرده است. در مرحله قبل از«انکحت»، اعتبار زوجیت تحقق پیدا کرده، فقط لفظ «بعت» به عنوان این که ما فی النفس را نشان بدهد و ابراز بکند، مدخلیت و منشأیت اثر دارد.

کلام بعض الاعلام در اعتبار نفسانی انشاء

تنها مخالف در مرحلۀ اول، بعض الاعلام است. ایشان در کتاب محاضرات، در رابطه با تفسیر و تحقیق انشاء، می فرماید: انشاء، عبارت از یک اعتبار نفسانی و قلبی است، همینکه در نفس، این مبیع را با اعتبار، ملک برای مشتری قرار می دهد، و مشتری هم در نفس، این ثمن را اعتبارا ملک برای بایع قرار می دهد، حقیقت انشاء تحقق پیدا می کند. اعتبار نفسانی و قلبی، در حقیقت قراردادی است که در نفس تحقق پیدا کرده است. نقش کلمۀ«بعت» این است که چون کسی اطلاع از قلب کسی ندارد، و «ما فی الضمیر» یک مسأله روشن و آشکاری نیست، لذا بایع«بعت» می گوید، به عنوان این که این «بعت» راهنمایی بکند که«فی نفس البایع» اعتبار ملکیت مشتری نسبت به مبیع شده است، و «اشتریت» در کلام مشتری هم، همین نقش را دارد، که در قلب و نفس مشتری، اعتبار ملکیت بایع نسبت به ثمن شده است، «فی مقابل ملکیت المشتریه بالاضافه الی المبیع». پس آنچه که حقیقت انشاء را تشکیل می دهد، عبارت از آن اعتبار نفسانی است، و اعتبار است که در قلب بایع و مشتری، و زوج و زوجه تحقق پیدا می کند.

حتی در باب اوامر و نواهی، می فرمایند: مسأله به این کیفیت است. این که می گویید: مثلا«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» انشاء وجوب نماز است، معنایش این نیست که با این«أَقِیمُوا» انشاء وجوب نماز می شود.

انشاء وجوب نماز، در قلب و نفس مولا تحقق پیدا کرده، و این«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» راهنمای آن انشاء قلبی و نفسی در رابطه با وجوب و تحریم است.

ایشان در اینجا دفع اشکال کرده و برهانی اقامه می کند. اما دفع اشکالشان این است که گاهی از اوقات ممکن است بایع و مشتری، اعتبار ملکیت، نسبت به ثمن و مثمن داشته باشند، اما نه شارع، و نه عقلاء، اعتبار ملکیت نکنند، مثلا غاصبی مال مردم را با علم به غصب، به مشتری عالم به غصبیت مبیع فروخت، «بعت و اشتریت» در اینجا تحقق پیدا کرد، این«بعت و اشتریت» و این اعتبار نفسانی بایع و مشتری، از نظر عقلاء و شارع مورد امضاء قرار نمی گیرد. شارع که معلوم است، اما عقلاء هم در مسأله غصب، حکم می کنند باین که اگر بایعی با علم به غصبیت، مال مردم را بفروشد، تملیک و تملّکی حاصل نمی شود.

ایشان می فرماید: به اعتبار شارع و عقلاء کاری نداریم، ما انشاء را معنا می کنیم، می گوییم: این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه