سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 476

صفحه 476

بایع غاصبی که با علم به غصبیت، مال مردم را می فروشد، «انشاء البیع» می کند. معنای«انشاء البیع»، این است که در قلب و نفس خودش، ملکیت مشتری را نسبت به مبیع و ملکیت خودش را نسبت به این ثمن اعتبار می کند. غاصب انشاء کرده است، منتهی این انشاء وقتی در معرض افکار عقلاء و شارع قرار گرفت، مورد امضاء آنها واقع نمی شود. اما اگر چیزی مورد امضاء واقع نشود، معنایش این نیست که انشاء هم نشده، اعتبار از نظر بایع و مشتری هم نشده است؟ بایع غاصب همانطوری که مال شخصی خودش را در مقام بیع انشاء می کند، عین مغصوبه را هم با علم به غصبیت انشاء می کند و هیچ مانعی ندارد که در عالم نفس و قلب خودش، اعتبار ملکیت مشتری را در رابطه با آن داشته باشد.

نقش لفظ در باب انشاء

برهان ایشان در رابطه با محکوم کردن لفظ در رابطه با انشاء است. می فرمایند: این که شما برای لفظ می خواهید حسابی باز بکنید، و می گویید: «اللفظ یوجد المعنی»، نقش لفظ در باب انشاء این است که ایجاد معنی می کند. و شاید کلمه انشاء هم به معنای همان ایجاد«ثم انشأناه خلقا آخر»، یعنی:

«اوجدناه خلقا آخر» باشد. از شما که اینقدر روی لفظ به عنوان ایجاد معنی در باب انشاء تکیه می کنید، سؤال می کنیم، آیا این لفظ، «فی عالم التکوین» ایجاد معنی می کند، یعنی وقتی که بایع می گوید: «بعتک هذه الدار» هم قیافۀ دار عوض می شود، و هم قیافۀ مشتری عوض می شود، یک مسألۀ تکوینی در رابطه با دار و مشتری مثلا، تحقق پیدا می کند، آیا لفظ«بعت» چنین نقشی دارد؟ این واضح البطلان است برای این که لفظ«بعت» نه در دار و نه در مشتری تغییر تکوینی به وجود نمی آورد. همینطور در رابطه با«انکحت و قبلت» آیا گفتن«انکحت» یک تغییر تکوینی ایجاد می کند و«قبلت» از ناحیه زوج هکذا؟ لفظ«بعت» در عالم اعتبار، یک چیز ایجاد می کند. ایشان می فرماید:

اگر پای عالم اعتبار در کار آمد، دیگر لفظ چه دخالت و خصوصیتی دارد که در عالم اعتبار نقش داشته باشد؟ همان اعتبار نفسی صاحب خانه و مشتری صاحب پول، کافی است که اعتبار ملکیت تحقق پیدا کند. آیا لفظ، یک رابطه خاصی با عالم اعتبار دارد، که اگر این لفظ نباشد، اعتبار ناقص می ماند؟ همان اعتبار نفسانی کفایت می کند، منتهی چون اعتبار نفسانی، امر مخفی و پوشیده ای است، کلمۀ «بعت»، به منزله اطلاع بر آن اعتبار نفسانی است، و کلمه«انکحت» راهنمایی برای همان اعتبار نفسانی و حقیقت انشاء است که همان اعتبار نفسانی را تشکیل می دهد. پس معنای بیان ایشان این است که ما در عالم انشاء، حتی آنجایی که با لفظ، انشاء تحقق پیدا می کند، اصلا به طور کلی ارزش لفظ را از بین ببریم و بگوییم: فقط به عنوان راهنما بر«ما فی القلب» این اثر را دارد.

جواب استاد از کلام بعض الاعلام

در مرحله اول باید ببینیم، بیان ایشان تمام است یا ناتمام؟ در مقام جواب از ایشان، یکبار از راه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه