سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 477

صفحه 477

وجدان استفاده می کنیم، و یک نظر هم راجع به برهان ایشان داریم که آیا این برهان تمام است یا نه؟ اما در رابطه با وجدان، این عقلاء و این بازار و این متشرعه هستند، هر روز صد معامله خرید و فروش انجام می دهند، و مخصوصا بعضی معاملات را مقیدند با صیغه و لفظ، انجام بدهند. مثلا در باب«نکاح» معاطات تصور نمی شود، و معنا ندارد، حتما باید با لفظ، تحقق پیدا بکند، آیا در مقامی که زن و شوهر، بدون واسطه یا مع الواسطه، در مقام اجرای صیغه برمی آیند و این الفاظ را استعمال می کنند، آیا وجدانا زوجیت را به این صیغه ایجاد نمی کنند؟ وقتی که زن می گوید: «انکحتک نفسی» و مرد هم می گوید: «قبلت النکاح» یعنی نکاح در مرحله قبل از این«انکحت» تمام شده و تحقق پیدا کرده است. با صحبتها و موافقتهای قبلی صددرصد، هیچگونه اختلاف و شائبه نزاعی در مسأله وجود ندارد، آیا در آن مرحله، زوجیت تمام شد؟ آیا فقط لفظ به عنوان راهنمایی به مرحله ای است که در آن زوجیت تحقق پیدا کرده است؟ یا وجدانا این است که انسان به نفس«قبلت و انکحت» در صیغه نکاح ایجاد و احداث زوجیت می کند؟

با مراجعه به وجدان ببینیم آیا صیغ انشائیه جنبه احداثی یا جنبۀ حکایت عمّا حدث دارند؟ بیان ایشان این است که در جمل انشائیه«الالفاظ تحکی عمّا حدث من الانشاء» این الفاظ از انشایی که قبلا حادث شده، حکایت می کند و راهنمایی به آن حادث قبل می کند. آیا وجدانا در الفاظ انشائیه مسأله به این صورت است، برای این که یک عقد نکاحی را اجرا بکنید، شما به وکالت از طرف زوجه به موکل زوج می گویید: «انکحت موکلک» با خود این انکحت دارید احداث زوجیت می کنید، زوجیت را که تحقق نداشت، لباس وجود به او می پوشانید، آیا زوجیت ولو در یک آن قبل وجود پیدا کرده است؟ آیا این انکحت مثل آینه، شما را راهنمایی به آن وجود حادث در آن قبل می کند؟ مثلا در مسألۀ بیع و نکاح، انسان خانه ای را می خواهد بفروشد، همه کارهای مقدماتیش تمام است، می خواهد صیغه بخواند، بگوید: «بعتک داری» آیا وجدانا اینطور نیست که به نفس همین«بعت» ایجاد ملکیت می کند و ملکیت مشتری را در رابطه با مبیع احداث می کند؟ یا این که ولو یک آن قبل از «بعت» اعتبار و احداث ملکیت اعتباری شده، به عنوان این که این بعت نشانگر ما فی القلب است که در ضمیر انسان حادث شده و تحقق پیدا کرده است، نه به عنوان مقدمه و ذی المقدمه، در نفس خودش تحقق پیدا کرد؟ مثل آیینه ای که آن واقعیت را نشان می دهد، این لفظ هم آن امر حادث و متحقق شده را نشان می دهد. لذا وجدانا ما نمی توانیم این معنا را بپذیریم. در بیع و نکاح و موارد مختلف، با مراجعۀ به وجدان، انشائیاتی که تحقق پیدا می کند، مسأله چنین است.

برهان ایشان این بود، این که شما می گویید: لفظ معنا را ایجاد می کند، آیا ایجاد در عالم تکوین است؟ این یک امر غیرمعقولی است. در عالم تکوین، هرطور که دار، مالک پیدا بکند، تغییر پیدا نمی کند، خود قیافه مالک هم عوض نمی شود. در زوجیت هم همینطور است. اگر می گویید: در عالم اعتبار و ایجاد همان اعتبار نفسانی کافی است. عرض می کنیم: ما همین ایجاد در عالم اعتبار را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه