سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 48

صفحه 48

نقدی بر نظریۀ مشهور در عرض ذاتی

اشاره

اشکالی بر مشهور وارد است و همین هم سبب شده که مرحوم آخوند(ره) و آنهایی که این تفسیر دوم را قائل شده اند، از تفسیر مشهور عدول کرده اند. اشکال این است که ما می بینیم نوع محمولات مسائل علم در رابطۀ با موضوع خود علم این عنوان را پیدا می کند که آنها عارض نوعند و عرض نوع را شما بخواهید به حساب جنس که موضوع علم هست، بگذارید، داخل در یکی از آن صور ثلاثه است، یعنی داخل در یکی از آن چند صورتی است که مشهور قطعا او را عرض قریب می داند، زیرا عرض نوع نمی تواند ارتباط به جنس داشته باشد.

برای این که«ما یلحق الشیء لذاته أو لامر یساویه» نیست، نه این است که واسطه ای ندارد و نه این است که واسطۀ داخلیه یا خارجیۀ مساوی است، بلکه واسطه نوع است و نسبت آن به جنس، عنوان اخص است و اگر واسطه اخص باشد، مشهور در واسطه اخص بلا اشکال می گویند که عرض قریب است. چطور موضوع علم نحو را کلمه و کلام بدانیم و مسائل علم نحو را از قبیل«الفاعل مرفوع و المفعول منصوب» بدانیم؟

البته این معنا کلیت ندارد که موضوعات مسائل نسبت به موضوع علم عنوان جنس و نوع داشته باشد. گاهی عکس است و موضوع علم، اخص از موضوعات مسائل است که این را در رابطه با موضوع علم و موضوع مسائل بررسی کنیم، ولی چیزی که الان به این جا ارتباط دارد، این است که ما می بینیم گاهی موضوع مسائل، اعم از موضوع علم است. مثل علم کثیری از مسائل آن اعم است از موضوع علم. برای این که موضوع را شما ادلۀ اربعه می دانید یا بالاتر که این را بعدا ان شاء الله عرض می کنیم. این هم یکی از مباحثی است که باید مطرح شود. به مناسبت این که بحث ما در اصول است، موضوع علم اصول را باید ان شاء الله بررسی کنیم.

لکن شما هرچیزی را موضوع علم بدانید، ادلۀ اربعه با قطع نظر از دلیلیت، ادله اربعه با وصف دلیلیت یا موضوع علم اصول را همان طوری که بزرگانی معتقد هستند، «الحجه فی الفقه»، آن چیزی که در فقه می تواند حجت و سند قرار بگیرد و حق با کدام یک از اینها است؟ یا احتمالات دیگری که بعد عرض می کنیم.

ادامۀ توضیح نقد نظریۀ مشهور

لکن بحث این است که شما در مباحث الفاظ، در باب اوامر و نواهی، مهمترین بحث در باب اوامر این است که صیغۀ افعل«هل تدل علی الوجوب أو لا تدل و صیغه النهی هل تدل علی الحرمه أو لا تدل علی الحرمه؟» آیا مقصود شما از این صیغه الامر و صیغه النهی کدام صیغۀ امر است؟ اگر صیغۀ امری است که در کتاب و سنت است، پس چرا شما در این باب به لغت تمسک می کنید؟ این را بهترین دلیل قرار می دهید که«صیغه افعل وضعت لافاده الوجوب، وضعت للدلاله علی الوجوب»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه