سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 493

صفحه 493

والاّ یا باید بگویید: ملکیت به عنوان وجود خامس مطرح است، برای این که نه داخل در عین و نه داخل در ذهن و نه داخل در لفظ و نه داخل در کتبی است، یا باید بگویید: که این از مقسم انحاء وجودات خارج است. پس کلام مرحوم آخوند(ره) دربارۀ وجود انشایی هم همین معناست.

ایشان وجود انشایی را به عنوان یک امر اعتباری از جانب عقلاء مطرح می کند، پس در حقیقت به مرحوم محقق اصفهانی(ره) عرض می کنیم، همانگونه که شما مسأله وجود ملکیت را حل می کنید، در کلام مرحوم محقق خراسانی(ره) هم مسألۀ وجود انشایی به همانگونه حل می شود.

ایشان نمی خواهد بگوید که وجود انشایی یکی از اقسام وجود در ماهیات و حقایق است، حقیقتی اینجا وجود ندارد، وجود انشایی، همان«انشاء الملکیه» است مضاف الیه اش همان است، حالا اگر دایره وجود انشایی را توسعه بدهیم و در رابطه با مفهوم طلب هم آنرا مطرح کنیم، ولی وجود انشایی در عرض وجود عینی، و وجود ذهنی طلب نیست، بلکه وجود انشایی، مربوط به اعتبار است. آن دو تا مربوط به واقعیت است، این یکی مربوط به اعتبار است.

رد استاد بر توجیه محقق اصفهانی(ره) از کلمۀ نفس الامر

اما کلمۀ«فی نفس الامر» که در کلام مرحوم محقق خراسانی(ره) ذکر شده، و محقق اصفهانی(ره) با توجیه غیر صحیحی این کلمه را معنی کرد، این توجیه صحیح نیست؛ مقصود مرحوم محقق خراسانی(ره)، از«نفس الامر» معنای اعمی است که هم واقعیات را شامل می شود و هم عالم اعتبار را می گیرد. علت این که کلمه واقع را ایشان تغییر داده و به جایش کلمه«نفس الامر» گذاشته است؛ چون در کفایه به این صورت تعبیر می فرمایند: جمل انشاییه، «موجده لمعانیها فی نفس الامر»، این فی نفس الامر ظرف ایجاد و وجود است، اینطور نیست که درواقع یک تحول تکوینی خارجی یا ذهنی به وجود بیاید؛ این که ما می گوییم: معانی خودشان را ایجاد می کنند یعنی در یک معنای وسیع و اعم از واقع، که از آن تعبیر به«نفس الامر» می کنیم که لازمه«نفس الامر» این است که عالم اعتبار را هم شامل بشود، عالم اعتبار واقعیت ندارد، ولی«نفس الامریه» در آن تحقق دارد.

مقصود مرحوم محقق خراسانی(ره) از«نفس الامر» چنین معنائی است. پس توجیه محقق اصفهانی(ره) دربارۀ کلمه«نفس الامر» توجیه غیر صحیحی است، چون فرمودید: معنا روی شدت ارتباطی که به سبب وضع و علقه وضعیه با لفظ دارد، تحقق پیدا کرده است، کأنّ معنا در نشأ ماهیت لفظ هم تحقق دارد، یعنی در تمامی نشآت و مراحل، کأنّ معنا با لفظ متحد است، و باهم یکسانند.

اولا که با این توجیه، معنا با لفظ در عالم ماهیت هیچ ارتباطی پیدا نمی کند، و آنهایی که وجود لفظ را، وجود معنا می دانند، به شهادت بیان خودتان، وجود لفظ، وجود به ذات است، و ثبوت برای لفظ، بالاصاله است. معنا بالتبع و بالعرض، ثبوت پیدا می کند. ثبوت معنا، یک ثبوت تبعی است، نه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه