سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 498

صفحه 498

تکوینی در«بعت» فرض می کنید؟ ظاهرا چنین نیست، سببیتی که«بعت» برای اعتبار ملکیت دارد، هم اعتباری است. الاّ این که نه سببیت عقلیه دارد، و نه سببیت وجدانیه و خارجیه، بلکه سببیتش شرعی و عقلائی است. سببیت شرعی و عقلائی، هر دو امر اعتباری است و واقعیت به آن معنا ندارند، ارتباطی با تکوین پیدا نمی کند. بنابراین طبق حرف مشهور، دو اعتبار وجود دارد: یکی اعتبار تحقق سبب و یکی اعتبار تحقق مسبب. پس در حقیقت اشکالی که به مرحوم آخوند(ره) می شد، به مشهور هم وارد است. نتیجه این می شود که یک اشکال به مشهور وارد است و به کلام مرحوم آخوند(ره) وارد نیست که بیع الغاصب لنفسه است. طبق تفسیر آخوند(ره) وجود انشاء پیدا کرده اما طبق تفسیر مشهور که می گویند: سبب را به داعی تحقق مسبب عند العقلا اتیان بکند، می داند که مسبب برایش بار نمی شود و عقلا و شارع اعتبار ملکیت نمی کنند.

علت رجحان قول مرحوم آخوند(ره)

پس در مقام مقایسه بین این اقوال مختلف، ترجیح با کلام محقق خراسانی(ره) خواهد بود. به همان نحوی که ایشان، انشاء را معنا می کند، باید معنا بشود. یک جهت بحث با ایشان این است که آیا این وجود انشائی در رابطه با مفاهیم که دارای حقیقت و واقعیت هستند، مثل طلب که هم وجود حقیقی و هم وجود ذهنی دارد، در رابطه با این مفاهیم هم تحقق دارد؟ یا این که فقط درباره بعضی از مفاهیم اعتباریه مثل ملکیت، زوجیت، حریت، رقیت، و امثال ذالک اختصاص دارد؟ در باب مفاد صیغه افعل، مرحوم آخوند(ره) می فرماید: هیئت افعل برای وجود انشائی طلب، وضع شده است، ما آنجا ان شاء الله این معنا را بررسی می کنیم. نتیجۀ این بحث این است، که قول مرحوم آخوند(ره) در تفسیر انشاء بر اقوال دیگر ترجیح دارد.

تشبیه انشاء به اسماء اشاره و ضمائر

بعد مرحوم آخوند(ره) در اسماء اشاره و ضمائر بحث می کند. یک مطلب، شبیه آنچه در باب حروف پیاده کردند، بیان می کند؛ آنجا فرمودند: کلمه«من التی هی حرف من الحروف» با لفظ ابتداء «الذی هو اسم من الاسماء» در تمام مراحل ثلاثه: مرحله وضع، مرحله موضوع له، مرحله مستعمل فیه، اتحاد در معنا دارند و معنا هم در تمام این مراحل ثلاثه کلی است، کلی الابتداء، مفهوم الابتداء، این را واضع در نظر گرفته و لفظ را هم برای همین مفهوم وضع کرده است، در مقام استعمال هم در همین مفهوم کلی استعمال می شود. فرق آنها در مقام استعمال است. اگر«ابتداء» مستقلا ملاحظه بشود و غرض متکلم، مستقلا به این مفهوم تعلق گرفته باشد، کلمه«الابتداء» به کار می رود؛ مفهوم کلی ابتداء، بدون این که استقلالیت دخالت در معنا داشته باشد. و آنجایی که غرض استعمال و غرض متکلم تعلق گیرد به این که ابتداء را به عنوان آله للغیر و وصفا للسیر ملاحظه کند، کلمۀ«من» را در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه