سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 501

صفحه 501

طور نیست که در حضور قاضی اشاره به او کند. پشت میز می ایستد و می گوید: این به من این طور تهمت زده، این بلا را سر من آورده است، اشارۀ عملیه در اینجا کدام است؟ آیا کلمه این، که اشاره فارسی است، و در اینجا مقرون به اشاره عملیه نیست، از نظر افادۀ اشاره، نقصی دارد؟ الان اشاره اش ناقص است، بخاطر این که وقتی میگوید: مرا کتک زده است، اشاره نکرده که این مرا کتک زده است.

دو نفر عند الحاکم هستند، یکی شاکی و یکی که از دستش شکایت شده است، بدون این که با چشم یا سر یا دست، هیچ اشاره عملیه ای در کار باشد. آیا استعمال کلمۀ این در فارسی و«هذا» در عربی که فقط اشاره لفظی است و خالی از اشاره عملیه است، استعمال غیر صحیح است، یا لااقل غیر حقیقی است؟

جواب استاد از کلام محاضرات

اولا چرا وقتی کلمه این را استعمال می کنید، با دست، اشاره نمی کنید؟ برای تاکید اکثرا همراه اشاره لفظیه، اشاره عملیه هم داریم، اما به این معنا نیست که اصلا اشاره لفظیه، بدون اشاره عملیه امکان ندارد. گاهی از اوقات هم بدون اشاره عملیه است.

ثانیا مگر«هذا» و سایر اسماء اشاره، فقط برای سخنرانی و حرف زدن وضع شده اند؟ در نوشته ها چه طور استعمال می شوند؟ مثلا«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ» اینها اسماء اشاره است یا نیست؟ اشاره عملی اش کجاست؟ آیا جز لفظ ذلک به عنوان اشاره به دور و کلمه«هذا» به عنوان اشاره به نزدیک چیز دیگری در نوشته ها مطرح است؟

ثالثا شما می فرمایید: همیشه باید اشاره لفظیه همراه اشاره عملیه تحقق داشته باشد، با توجه به این که اشاره عملیه در تحقق اشاره استقلال دارد؛ این وجود اشاره لفظیه، چه نقشی در مسأله دارد؟ فقط باید عنوان تاکید داشته باشد، آیا کلمه«هذا» برای تاکید اشاره عملیه وضع شده است؟ موضوع له و مستعمل فیه، کلمه«هذا» برای تاکید اشاره است، یا برای احداث الاشاره است؟ طبق بیان شما برای تاکید اشاره است چون همراه«هذا» اشاره عملیه است، اشاره لفظیه به این، نیاز به اشاره عملیه دارد و اشاره عملیه بی نیاز از اشاره لفظیه است. مثل«جائنی زید نفسه» است که زید بی نیاز از کلمه نفسه است، اما نفسه بی نیاز از زید نیست برای تاکید می آید. باید زیدی باشد، تا کلمه نفسه همراهش باشد، باید«زید قائمی» باشد، تا کلمه انّ را بیاوریم و بگوییم: «انّ زیدا قائم»، زید قائم بی نیاز از انّ است، اما انّ بی نیاز از زید قائم نیست، می خواهد زید قائم را تاکید کند، اگر زید قائم نباشد، چه چیزی را می خواهد تاکید بکند؟ اگر مقام اشاره لفظیه این شد، نتیجه این میشود، «انّ کلمه هذا وضعت لتأکید الاشاره، لا لاحداث الاشاره» برای این که همیشه همراهش اشاره عملیه است، و اشاره عملیه هم که بلا اشکال بی نیاز از اشاره لفظیه است، آیا ما می توانیم این حرف را بزنیم؟

این بیان محاضرات بیان ناتمامی است. واقعیت مسأله این است که ما دو راه برای اشاره داریم و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه