سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 506

صفحه 506

اشکال به نسبت بین مشیر و مشار الیه

اشکال مهمی متوجه ما هست که شما معنای«هذا» را اشاره گرفته اید؛ درست است که اشاره، مشار الیه لازم دارد، اما مشار الیه و مشیر معنای«هذا» نیست، اشاره نسبت بین مشیر و مشار الیه است که همان معنای«هذا» است، آیا آن را می شود موضوع برای«قائم» قرار داد؟ قائم را می شود، متحد با اشاره که معنای«هذا» است، در قضیۀ عملیه قرار داد؟ پس شما باید بگویید: قضیه«هذا قائم» درست نیست، درحالی که بلا اشکال این قضیه صحیح است. راه حلّ ما برای این اشکال، استفاده از اشارۀ عملیه است. شما گاهی بجای کلمه«هذا» اشارۀ عملیۀ را موضوع قرار می دهید؛ مثلا زید از درب وارد شده، به رفیق تان می گویید: زید است، این«حرکت الید» را مبتداء قرار می دهید، و زید است، را خبرش قرار می دهید. این امر در اشاره عملیه هست و هیچ گونه مناقشه ای در آن نمی شود کرد. ما می گوییم: چگونه مسأله را با این اشاره عملیه حل می کنید؟ هیچ راه حلی غیر از این ندارد که بگوییم:

در امثال این قضایا در اشارۀ عملیه، مقصود مشار الیه است، نه اشاره. آیا وقتی که اشاره می کند، یعنی می گوید: زید است؟ آیا اشاره، زید است؟ اشاره که«لا یعقل ان یکون زیدا»، لابد مقصود این است، که مشار الیه زید است، در اشاره عملیه وقتی که اشاره می کند، و زید است را خبر قرار می دهد، معلوم است که نمی خواهد بگوید که اشارۀ من زید است، زید است را حمل بر اشاره نمی کند، بلکه مشار الیه را موضوع برای زید است، قرار می دهد.

چنین نیست که کسی بگوید: شما بیخود اشاره کردید و اشاره«ید» را موضوع برای زید است، قرار دادید. اشاره که نمی تواند زید باشد، زید با اشاره اتحاد ندارد. هیچ گونه اعتراض در اشاره عملیه در این رابطه ملاحظه نمی شود.

در اشاره لفظیه هم مسأله به این صورت است، هیچ گاه در جمله ای که موضوعش«حرکت الید» و محمولش زید است، کسی مناقشه نکرده است، هیچ کسی نگفته است: این اشاره در غیر جا و محلش واقع شده است. در جمله مرکب از موضوع و اشارۀ عملیه و محمول هم کسی اشکال و انتقاد نکرده است، همان طوری که در اشاره عملیه، مسأله را حل می کنید در«هذا قائم» هم مسأله حل است. محمول قرینۀ بر این است که مراد از«هذا» مشار الیه است. پس اشکال بر ما تنها، مسأله«هذا قائم» بود که عرض کردیم با مقایسه با مسأله عملیه، این اشکال هم برطرف می شود. لذا با توجه با مرادفات انسان می تواند به اصل قضیه پی ببرد.

کلمه این در فارسی برای چیست؟ مفادش چیست؟ سائر اسماء اشاره، چه اشاره به دور، چه اشاره به نزدیک باشد، در اصل معنایی که ذکر کردیم یکسان است. نتیجه می گیریم که معانی اسماء اشاره، معنای حرفی دارند. همان واقعیاتی که در معانی حرفیه تحقق دارد، در معانی اسماء اشاره هم تحقق دارد.

سه مطلب دیگر باقی مانده است: ضمیر غایب و ضمیر مخاطب و ضمیر متکلم، که هرکدام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه