سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 516

صفحه 516

لفظ اسد را در حیوان مفترس استعمال کنید، برای خاطر این که علاقه مشابهت وجود دارد. یعنی لفظ موضوع للمسبب را، در سبب استعمال کنید، چون علاقه سببیت وجود دارد. منتهی وضع در معنای مجازی و غیرحقیقی و غیر موضوع له است. یا مثلا بگوید: الفاظی را که برای معانی حقیقیه وضع شده، برای معانی مجازیه ای که دارای یکی از این علایق بیست و چهارگانه است، به یک وضع نوعی که نه مادۀ معین و نه هیئت معین در آن دخالت دارد. با توجه به این که این معنا غیر حقیقی و غیر موضوع له به وضع اولی است، آیا مصحح استعمالات مجازیه، چنین ارتباطی به واضع دارد، یا این که کاری به واضع نداریم، مصحح استعمالات مجازیه طبع و ذوق توده مردم و عقلاء است؟

اگر انسانی با اسد، در شجاعت مشابهت داشته باشد، کلمه اسد را بر او اطلاق می کنند. اما اگر در راه رفتن یا در جهات دیگر، شباهت به اسد داشته باشد، عرف به او اطلاق اسد نمی کند. لذا در مسأله اطراد که از علامات حقیقت است، یک اشکال همین معنا است. آیا در اطراد نوع علاقه یا صنف علاقه را ملاحظه می کنید؟ کلی علاقه در مشابهت مطرح است؟ یا مشابهت در شجاعت مطرح است؟ اگر صورت اول باشد، اینطور نیست که هرکسی در جهتی با دیگری شباهت داشته باشد، بتوانیم مجازا اطلاق کنیم، اسد خیلی خصوصیات دارد، اما آن خصوصیتی که مصحح استعمال اسد در دیگران است، مشابهت در شجاعت است، نه کلی مشابهت.

مختار مرحوم آخوند(ره) در استناد صحت استعمال مجاز با ذوق عرف

اشاره

آیا مصحح استعمالات مجازیه، ترخیص واضع یا طبع و ذوق است؟ مرحوم آخوند(ره) دومی را اختیار می کند. لکن علتی را که ذکر می کند، خیلی روشن نیست. آن علت این است که کأنّ می فرماید: صحت استعمال یعنی چه؟ صحت استعمال، حسن استعمال است. اگر صحت، معنایش حسن شد، چه کسی باید این حسن را تشخیص بدهد؟ حسن دایر مدار ذوق و پسندیدن عرف است، اگر عرف بپسندد«هذا حسن»، «و اذا کان هذا حسنا، یکون صحیحا»، و اگر عرف و ذوق نپسندد، «هذا لیس بحسن، و اذا لم یکن حسنا فلا یکون صحیحا». شما کلمه اسد را در مشابهت در شجاعت استعمال کنید، ذوق و طبع می پسندد. اما اگر در مشابهت در جهات دیگر باشد، مثلا شیر پای کوتاهی دارد فرضا، هرکسی که پایش کوتاه باشد، ولو در کمال ضعف و جبن و ترس باشد، بگوییم: «هذا اسد». ذوق این استعمال را نمی پسندد، «لذا لیس بصحیح» اصل حرف ایشان مؤیدی دارد، لکن استدلالشان صحیح نیست، یعنی معلوم نیست که ایشان چگونه می خواهد استدلال کند؟

مؤید خارجی در کلام ایشان این است که می فرماید: شما در اعلام شخصیه که واضع آن پدر یا دیگران است، مثلا پدر حاتم برای فرزند خودش کلمه حاتم را، وضع کرده، همانطور که زید برای زید، و عمرو برای عمرو وضع شده است، در آن حالی که وضع کرده، نمی دانسته که فرزندش در آینده در مسألۀ جود و سخاوت ضرب المثل عالم قرار خواهد گرفت؛ الان شما به هرکسی که دارای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه