سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 534

صفحه 534

اگر شما گفتید: «زید لفظ» و اراده نوع زید کردید، آیا چیز قبیحی است و یا لا اقل غیرحسنی است؟ چه فرق می کند که شما قضیۀ«زید قائم» را تشکیل بدهید، یا در مقام تدریس بگویید: «زید لفظ» می خواهید بگویید: زید از مقولۀ لفظ است. از نظر حسن، مرحوم آخوند(ره) می فرمایند: هیچ فرقی نمی کند، همان ملاکی که در استعمالات مجازیه وجود داشت روی پایۀ آن علاقه ها و یا با نبود آن علاقه ها، اینجا هم لازم نیست که پای معنا مطرح باشد، ما لفظ را بگوییم و نوعش را اراده کنیم مقبول عند العقلا است و مورد انکار آنها واقع نمی شود.

دلیل دوم این است که می فرماید: گاهی چنین اطلاقهایی دربارۀ الفاظی که هیچ گونه معنا ندارند، استعمال می کنیم. اگر ما به جای«زید لفظ» گفتیم مثلا: «دیز لفظ» آیا این تعبیر غلط است؟ لفظ مهمل ارتباط با معنا ندارد، از عالم لفظ که بیرون نرفته است، «اللفظ اما مهمل او مستعمل» هردو لفظ است یکی واجد معنا و یکی فاقد معنی. اگر هردو لفظ شد، ما به جای«زید لفظ» اگر«دیز لفظ» گفتیم، اطلاق صحیحی است. از اینجا کشف می کنیم که در صحت اطلاق، ترخیص واضع نمی تواند نقش داشته باشد، برای این که اگر واضع هم ترخیصی داشته باشد، در محدوده کار خودش ترخیص دارد، در الفاظ موضوعه، واضع یک ترخیصی دارد، ولو در معانی مجازیه، اما آنهایی که از دایره وضع بیرون هستند، آنهایی که مشمول وضع به هیچ وجه قرار نگرفته اند چه معنا دارد که واضع ترخیصی در رابطۀ با آنها داشته باشد؟ لذا آنهایی که در باب مجازات ترخیص واضع را شرط می دانند، کأنّ اینجا دچار اشکال می شوند که در«دیز لفظ» چه ترخیصی از ناحیۀ واضع، صادر شده است؟

ایشان با دو دلیل صحت این سه قسم را ثابت می کنند. ولو این که قبول نکردیم که صحه الاستعمال به معنای حسن الاستعمال باشد چون برای ما مقداری مجمل بود که مقصود از حسن استعمال در مقابل چیست؟ اما راهی را که ما برای اثبات صحت این نوع از تعبیرات و اطلاقات داریم، دو راه است: یک راه این که می بینیم استعمال به این کیفیت فراوان است. این نوع اطلاقات فراوان است و ما نمی توانیم بگوییم: غلط است. ثانیا مواردی هست که غیر از این اطلاق، اصلا راهی وجود ندارد، منحصر به این نوع اطلاق است. مثلا اگر استاد از شاگرد سؤال کرد که ترکیب جملۀ «جاء زید من السفر» را از شما می خواهم. چطور پاسخ بدهد؟ وقتی لفظ زید را استعمال می کند، آن هیکل خارجی را اراده کند؟ چون معنای زید آن هیکل خارجی است. اینجا کاری با آن هیکل خارجی ندارد. سؤالی در رابطۀ با لفظ دارد. می خواهد ببیند«جاء زید من السفر» از نظر لفظی و ادبی کدامش فعل است و کدامش فاعل است، کدامش مثلا جار و مجرور است؟ می گوید: «جاء» ی در کلام شما«فعل ماض»، زید در کلام شما فاعل است«من السفر» در کلام شما جار و مجرور متعلق به«جاء» است. غیر از این اگر بخواهد جواب بدهد، چطوری جواب بدهد؟ اصلا راه منحصر به این نوع اطلاقات است، اگر ما این نوع اطلاقات را بخواهیم صرف نظر بکنیم و بگوییم: چرا لفظ را در لفظ استعمال می کنند؟ لفظ باید در معنا استعمال بشود، یا معنای حقیقی یا مجازی، اما استعمال لفظ در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه