سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 539

صفحه 539

کدام لفظی را تلفظ کنید، یکی از شاگردان می گوید: «زید لفظی» آن لفظی که من انتخاب کرده ام، زید است. لا محاله«زید لفظی» مخصوصا با اضافۀ لفظ به یای متکلم این زید را متمحض در همین زید می کند، مراد دیگر زید نوعی از این لفظ نخواهد بود. زید صنفی نخواهد بود، زید مثلی که به معنای فرد دیگر است، لفظ مضاف به این شاگرد، نخواهد بود، آن که مضاف به این شاگرد است، همین زیدی است که تلفظ می کند، می گوید: «زید لفظی». آن شاگرد دیگر هم می گوید: «عمرو لفظی». آن شاگرد سوم هم می گوید: «بکر لفظی». دیگر شائبۀ آن احتمالات در این مثالها جریان ندارد.

اشکال صاحب فصول در صحت این قسم این است که می فرماید: این کلمۀ«زید» که از دهان این شاگرد مثلا بیرون می آید، از دو حال بیرون نیست: یا دلالت بر چیزی می کند و یا دلالت بر چیزی نمی کند، شق ثالث ندارد. اگر بگویید: دلالت بر چیزی می کند؛ آن چیز لا محاله خود این زید خواهد بود. نتیجه این می شود که دال و مدلول اتحاد پیدا کنند. زید دلالت کند بر خودش، هم دال باشد و هم مدلول. اتحاد دال و مدلول هم که معنا ندارد. دال و مدلول باید دو شیء باشند. اگر بگویید: دلالت نمی کند، «زید» در«زید لفظی»، «لا یدل علی شیء» نتیجه اینطور می شود که قضیۀ لفظیۀ باید حاکی از قضیۀ محکیه باشد، حاکی از واقعیت باشد و بین قضیۀ لفظیه و محکیه، تطابق باید باشد. نمی شود قضیۀ لفظیه، مغایرتی با قضیۀ محکیه داشته باشد. پس قضیۀ لفظیۀ شما«یترکب من ثلاثه اجزاء»، «زید» موضوع، «لفظی» محمول است، نسبت بین موضوع و محمول هم به عنوان جزء سوم در قضیۀ مرکبۀ من ثلاثه اجزاء تحقق دارد. اما وقتی وارد قضیۀ معقوله یا قضیۀ محکیه می شویم، چون«زید» مدلول و مفاد ندارد، لازم می آید که قضیۀ محکیه دو جزء داشته باشد: یکی محمول و یکی نسبت، اما قضیه محکیه دیگر موضوع ندارد، برای این که«زید» در«زید لفظی، لم یدل علی شیء» و به تعبیر دیگر: «لم یکن حاکیا عن شیء» اگر حکایت از چیزی نکرد، پس محکی ندارد لذا لازم می آید که قضیۀ محکیۀ شما دو جزء داشته باشد و این هم در باب قضایا امکان ندارد، باید تطابق بین قضیۀ لفظیه و قضیۀ محکیه وجود داشته باشد.

اشکالات مرحوم آخوند(ره)

مرحوم آخوند(ره) در کفایه روی هم هر دو تقدیر از این اشکال جواب داده اند؛ چه دلالتی باشد و چه دلالتی نباشد، می فرماید: اگر دلالت را مطرح کنیم، شما گفتید: اتحاد دال و مدلول لازم می آید.

ما می گوییم: این اتحاد دال و مدلول بحسب ذات و واقعیت است و اگر دال و مدلول یک مغایرت اعتباری هم داشته باشند کافی است ولو این که ذاتا و حقیقتا یک شیء باشند. در همین زید، دال و مدلول ما ذاتا و حقیقتا یک شیء است، اما دو حیث و دو اعتبار دارد و ما با این دو اعتبار، مغایرت دال و مدلول را درست می کنیم، می گوییم: خود همین زید«بما انه لفظ صادر عن اللافظ» مثل فعلی که صادر از فاعل می شود، لفظ هم صادر از لافظ شده«یکون دالا» و بما این که«شخصه و نفسه» خودش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه