سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 542

صفحه 542

ندارد در ذهن کسی با این وصف تحقق پیدا بکند، بلکه همان طوری که وجود خارجی زید، با قطع نظر از خارجیتش، انتقاش در ذهن و ارتسام در نفس پیدا می کند، وجود لفظی زید هم همین طور است، یعنی وقتی متکلم گفت: «زید» در آنجایی که اراده اش به وجود خارجی زید متعلق است، یک صورت ذهنیه از این وجود لفظی در ذهن شما می آید، با قطع نظر از وجود خارجی بودنش، بمنزلۀ یک آئینه در ذهن شما می شود که از آن صورت ذهنیه، انتقال به معنای زید پیدا می کنید و معنای زید را مورد توجه قرار بدهید.

اگر معنای استعمال و کلمۀ دلالت مطرح شود، معنایش چنین است. وقتی متکلم لفظی را بگوید، صورت ذهنیۀ این لفظ در ذهن مستمع می آید و از طریق صورت ذهنیه، انتقال به آن زید خارجی پیدا می کند، این معنای استعمال است. با توجه به این معنا ببینیم آیا در تمام این اقسام ثلاثه، استعمال تحقّق دارد؟ در هیچ کدام استعمال تحقق ندارد یا در بعضی استعمال تحقق دارد و در بعض دیگر استعمال تحقق ندارد؟ باید اینها را یک، به یک بررسی کنیم. در مقام بررسی ما از آخر شروع می کنیم.

انطباق عنوان استعمال

فرض آخر این بود که می گوید: «زید لفظی» این«زید» که«ارید به شخصه و ارید به نفسه» آیا عنوان استعمال به این کیفیتی که عرض کردیم، منطبق است؟ یعنی در مقام تعبیر می توانیم بگوییم:

متکلم«استعمل لفظ زید فی نفسه»؟ یا لفظ این زید«دال علی شخصه»؟ ظاهر این است که نمی توانیم چنین حرفی بزنیم. برای این که آن ملاکی که در باب استعمال مطرح شد، اینجا وجود ندارد، تا متکلم گفت: «زید» صورت ذهنیه اش در ذهن مستمع و سامع آمد، کأنّ او منتظر بوده که محمولش قائم و امثال ذلک باشد، منتظر محمول است. اگر محمول، قائم باشد، از این لفظ صورت ذهنیه منتقل به آن وجود خارجی ذهن می شود، آنرا موضوع برای قائم می بیند، هو هویت بین او و قائم را ملاحظه می کند، اما وقتی که دید محمول به جای قائم کلمۀ«لفظی» است، انتقال پیدا نمی کند. دیگر راهی به انتقال به وجود خارجی، روی عدم تناسب با محمول، وجود ندارد.

در حقیقت متکلم لفظ زید را گفته و صورت ذهنیۀ این لفظ در ذهن سامع آمده و همین جا مسأله خاتمه پیدا کرده است، دیگر انتقال به یک معنی و امر دیگری تحقق ندارد، لذا اینجا کلمۀ دلالت و استعمال را نمی توانیم بکار ببریم. «طلب عمل اللفظ فی المعنی» اینجا تحقق ندارد. ولو این که لازم نیست که واقعا آن را از مقولۀ معنا بدانیم اما این معنا هست که«طلب عمل اللفظ فی شیء آخر» آن شیء آخر می خواهد از مقولۀ معنا باشد یا نباشد. اصولا در اینجا«فی شیء آخر» نداریم، فقط زیدی گفته، صورتی در ذهن سامع آمده، مطلب خاتمه پیدا کرده است، چطور ما اسم این استعمال را دلالت بگذاریم؟

این بیان مرحوم آخوند(ره)، نه تنها به عنوان عدم لزوم مطرح است، بلکه خالی از اشکال هم در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه