سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 545

صفحه 545

«اسد بما انه لفظ صادر عن المتکلم دال» یا می گویید: «اللفظ دال صدر من المتکلم»، دلالت وصف برای لفظ است، و مستند به وضع یا چیز دیگر است، اما صدور لفظ متأخر از مقام دلالت است، صدور همانی است که وجود می دهد و تحقق از شخص را می رساند و به فعل شخص دلالت دارد.

پس بیان ایشان که می فرمایند: «بما انه لفظ صادر عن المتکلم دال»، در دلالت صدور نقشی ندارد، پس لفظ اسد دلالت بر چه می کند؟ لفظ صادره عن المتکلم، نقشی در مقام دلالت ندارد، دلالت مربوط به نفس لفظ است. در حقیقت مقام دلالت قبل از مقام صدور و متقدم بر مقام صدور است. چطور می شود که ما حیثیت صدور را به عنوان قبل از دلالت و مؤثر در دلالت مطرح کنیم. لذا این بیان مرحوم آخوند(ره)، ولو این که مغایرت اعتباری را در آن کافی بدانیم، اما نمی تواند مغایرت اعتباری را در رابطۀ با دال و مدلول مطرح کند. شاهدش هم این است که ایشان، عنوان اعتباری را که خودشان مطرح کردند، در مقام دوم مورد اعتنا قرار نمی دهند. بلکه عنوان، عدم استعمال و عدم دلالت است.

(سؤال و پاسخ استاد): بعد از صدور، لفظ اسد دلالت بر چه می کند؟ دلالت بر رجل شجاع می کند، این معنا که اسد صادره عن المتکلم یدل علی الرجل الشجاع نیست، اسد وضع للرجل الشجاع و لفظ یدل علی مدلول، چه به لفظ و چه به کتابت باشد، هرکجا که صورت ذهنیۀ لفظ تحقق پیدا کرد، انسان انتقال به معنا پیدا می کند، الا در ما نحن فیه که همان صورت ذهنیۀ لفظ، در ذهن انسان انتقاش و ارتسام پیدا می کند و همانجا راکد می شود، دیگر انتقال به شیء دیگری پیدا نمی کند.

لذا در این قسم هیچ تردیدی نیست در این که استعمال تحقق ندارد.

اما در قسم سوم، این بود که لفظ را انسان استعمال بکند، یعنی: اطلاق بکند و مثلش را، اراده بکند، آیا در اینجا استعمال تحقق دارد یا تحقق ندارد؟

خلافا لبعضی از اعاظم و بزرگان، به نظر می رسد همانطوری که مرحوم محقق خراسانی(ره) بیان فرمودند: مقابل قسم رابع اینجا استعمال تحقق دارد، چرا؟ برای خاطر این که اینجا همان معنا تحقق دارد، آن ضابطه ای را که برای استعمال و مقام دلالت مطرح کردیم، در اینجا چطور وجود دارد؟ برای این که این لفظی که از متکلم صادر می شود، صورت ذهنیه برای مستمع ایجاد می کند و آنجا راکد نمی شود، مستمع از صورت ذهنیه انتقال به یک چیز دیگری پیدا می کند، منتها آن چیز دیگر از مقولۀ معنا نیست، بلکه از مقولۀ لفظ است، اما یک شیء دیگری است و یک مطلب دیگری است که از صورت ذهنیه لفظ شما انتقال به او پیدا می کند، مثل این که، یک کسی از در وارد شد و گفت: «جاء زید»، شما می گویید: زید است، زید در«جاء زید، یکون فاعلا»، مراد و مستعمل فیه شما، زیدی است که از دهان متکلم بیرون آمده است، شما می گویید زید در این«جاء زید یکون فاعلا»، متکلم و متلفظ شخص دیگر است، شما لفظ زید را استعمال می کنید و اراده فرد دیگری را می کنید، اینجا عینا همان طوری است که استعمال در سایر موارد تحقق پیدا می کند. در سایر موارد اغلب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه