سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 547

صفحه 547

کأنّ مثل همان صورت اول که وقتی شما لفظ را گفتید و شخص همان لفظ را اراده کردید، می شود؛ چطور آنجا استعمالی تحقق نداشت؟ اینجا هم دو طبیعی لفظ است، می گوییم: دو فرد طبیعی اگر بینشان تعدد و مغایرتی وجود داشته باشد، این طبیعی لفظ، آن هم طبیعی لفظ است. بین طبیعی لفظ که مغایرتی وجود ندارد تا شما بخواهید یکی را به عنوان دال مطرح کنید، دیگری را به عنوان مدلول، یکی را به عنوان مستعمل و یکی را به عنوان مستعمل فیه. لذا نظر ایشان این است که در اینجا هم مسألۀ استعمال مطرح نخواهد بود. لکن این بیان ایشان به نظر قاصر ما، ناتمام می آید. ما کاری نداریم به این که از نظر مستمع و مخاطب، این حیثیت صدور مغفول عنه است یا مغفول عنه نیست؟ نظر ما روی خود متکلم است، می گوییم: این متکلم وقتی که می گوید: زید در کلام این آقا، فاعل است، نقش این متکلم چه بوده است؟ آیا این متکلم در رابطۀ با این لفظ چه نقشی داشته است؟ آیا متکلم وقتی که لفظ زید را گفت: استعمل اللفظ فی زید متکلم دیگر یا لم یستعمل؟ آنکه محل بحث ماست در اینجا بحث در متکلم است. کاری نداریم به این که سامع حیثیت صدور لفظ را مغفول عنه قرار بدهد، می خواهد مغفول عنه قرار بدهد و می خواهد قرار ندهد. اما این متکلم چه نقشی در این رابطه دارد، متکلمی که لفظ زید را می گوید، «و یرید فردا آخر من هذه اللفظ» این مسأله محل نزاع ما و مورد بحث ما است، آیا از نظر این متکلم مستعمل و مستعمل فیه علی حسب الوجدان، متعدد نیست؟ این لفظ زید خودش را در زید آن متکلم استعمال نکرده است؟ اینجا مستعمل فیه و مستعمل دوتا نیستند. مثل آنجایی است که ما لفظ زید را بگوییم: و شخص خودش را اراده کنیم، یا وجدانا می بینیم اینجا تعدد در کار است؟

شاهدش این است که دو متکلم و دو متلفظ است، این لفظ خودش را در لفظ صادره از دیگری استعمال می کند، گاهی با اشارۀ عملیه، اشاره هم می کند و می گوید: زید در این«جاء زید» که این متکلم گفت، یکون فاعلا، چطور می توانیم قائل به وحدت بشویم و بگوییم: اینجا دو طبیعی است، دو طبیعی هم که دؤیّت ندارند، یک طبیعی است و مسألۀ صدور از متکلم هم مغفول عنه است. پس فردیت و تشخّص در اینجا مطرح نخواهد بود. در حقیقت به نظر می رسد که اصلا بیان ایشان خارج از محل نزاع ماست. محل نزاع ما آنجایی است که فردی باشد و ارید فرد آخر، شخصی باشد و ارید شخص آخر، اگر شما بگویید: شخصی وجود ندارد، شخصیتی در کار نیست، مسأله روی طبیعی دور می زند، هذا خارج من محل البحث. در محل بحث ما نمی توانیم جلوی استعمال را بگیریم، آن تعددی که در استعمال و در مقام دلالت مطرح است، در اینجا تحقق دارد و متکلم اول تصور می کند آن زید صادره از متکلم اول را، و بعد لفظ زید خودش را استعمال در آن زید صادره از متکلم اول می کند. لذا به نظر می رسد که در این قسم، نمی شود تردیدی کرد که عنوان استعمال تحقق دارد؟ همانطور که در کلام مرحوم آخوند(ره) هم تقریبا به طور مسلم این معنا در نظر گرفته شده است.

ایشان این مطلب را بطور کوتاه بیان می کند، ولی از همان جملۀ کوتاه استفاده می شود که این معنا به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه