سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 551

صفحه 551

دیروز. پس همانطوری که در اطلاق اللفظ و اراده فرد آخر، بین مستعمل و مستعمل فیه مغایرت تحقق دارد، زید خودتان را در زید متکلم دیگر استعمال می کنید، این دو خصوصیت و دو مطلب است، اگر در اطلاق الفظ و اراده النوع هم نحوۀ استعمال این جوری شد، چطور می شود؟ که شما این زیدی را که در زید لفظ، موضوع قرار می دهید همین زیدی که از دهان شما صادر می شود، این خصوصیت در کلمۀ زید، در آن رعایت شده، منتها معنایش عبارت از نوع زید است، مستعمل و مستعمل فیه متعدد است، مستعمل خصوص زید صادره از متکلم است، مستعمل فیه نوع زیدهایی است که یتلفظ به، چه زید فاعل باشد، چه زید مبتداء باشد و چه زید مفعول باشد، هر حالتی داشته باشد«مستعمل فیه کل کلمه زید التی یتلفظ بها فی ایّ کلام و ایّ حاله».

پس اگر شما اینگونه«زید لفظ» را به کار بردید، ایشان می فرماید: «هذا من قبیل الاستعمال» این از قبیل استعمال است. اما همین جا می توانید طور دیگری با زید لفظ معامله بکنید، زیدی که از دهان شما بیرون می آید، البته این خصوصیت دارد، این فردیت دارد، اضافۀ به شما دارد، این در زمان و سایر خصوصیات قرار گرفته، شما توجه به این خصوصیاتش دارید، نه این که غافل از این خصوصیات هستید. اما در مقام جعل این زید موضوعا لمحمول الفظ این خصوصیاتش را کنار می زنید. کسی که خصوصیات را قیچی می کند، آنها را می داند ولی با قیچی خصوصیات را می برد و جدا می کند. اگر خصوصیات بریده شد و با قطع نظر از خصوصیات، موضوع برای لفظ قرار گرفت، هذا دیگر لیس من مقوله الاستعمال. این در چه بخشی استعمال شده، مستعمل شما کدام است، مستعمل فیه شما کدام است؟ شما نیامدید لفظ زید را در کلی زید استعمال کنید، شما زید را گفتید و خواستید محمول را بر آن بار بکنید، در مقام حمل محمول بر این زید کردید و خصوصیات را کنار گذاشتید، کأنّ طبیعی و کلی زید را شما موضوع قرار دادید. اگر اطلاق اینگونه باشد و به این نحو تحقق پیدا بکند، «هذا لیس من باب الاستعمال».

ایشان اضافه می فرمایند که درست است که ما دو طور تصویر کردیم، قسم اولش را گفتیم: از باب استعمال است و قسم دوم را گفتیم از باب استعمال نیست. اما در محاورات و اطلاقات عرفیه، با کدام یکی از این دو نحو بیشتر ارتباط داریم، ایشان می فرماید: با همان قسم اول، یعنی: آنجایی که استعمال در کار است، شاهدی کأنّ ذکر می کند، که در اطلاق الفظ و اراده النوع، اگر نظرتان باشد، ما وقتی که این بحث را شروع کردیم، گفتیم: دو مثال دارد: یک مثال، نوعی است که شامل خود این هم می شود، مثل«زید لفظ»، که نوع زید شامل خود همین زیدی را که متکلم در«زید لفظ» گفته شامل می شود. اما مثالی داریم که نوع شامل شخص این که الان گفته شده نمی شود. مثل همان مثالی که مرحوم آخوند(ره) زدند: «ضرب فعل ماض». اینجا شما نوع ضرب ها را اراده کردید، اما نوعی که شامل خود این ضرب نمی شود، برای این که این ضرب در کلام شما مبتداء است، و مبتداء نمی تواند فعل باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه