سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 552

صفحه 552

نظر مرحوم آخوند(ره) در نوع و صنف

کأن مرحوم آخوند(ره) در مسألۀ نوع می فرمایند: در مثل«ضرب فعل ماض»، ما چطور می توانیم قیچی برداریم و خصوصیاتش را ببریم، خود این ضرب از دایره خارج است، خود این «ضرب لیس بفعل ماض»، چطور می توانیم بگوییم: لیس من قبیل الاستعمال، ما قیچی برمی داریم و خصوصیت این ضرب را از آن جدا می کنیم. شما هرچه خصوصیاتش را هم جدا کنید، این«ضرب لیس بفعل ماض»، آن ضرب های دیگر است که عنوان فعل ماضی دارد. اما این ضربۀ در کلام شما حتما مبتداء است و لیس بفعل ماضی، آیا در اینجا غیر از مسألۀ استعمال ما راه دیگری داریم، چاره نداریم که بگوییم: این ضرب مع کونه مبتداء، استعمال شده در نوع ضرب هایی که عنوان فعل ماضی دارد، و فعل ماض محمول آن ضرب ها است، بار بر آن ضرب ها می شود. پس در حقیقت این تأییدی بر مرحوم آخوند(ره) است که می فرمایند: ولو این که تصویرا مسألۀ از بین رفتن خصوصیات و عدم تحقق استعمال مانعی ندارد، لکن در محاورات عرفیه پای مسألۀ استعمال مطرح است، و در«ضرب فعل ماض» غیر از این راهی تصور نمی شود. در نتیجه ایشان از این بالجمله به بعد، دو قسم اول یعنی نوع و صنف را، دو طور تصویر می کنند: اطلاقات و تعبیرات عرفی در اینها با استعمال تطبیق می کند و مؤیدش هم مثل«ضرب فعل ماض» است که غیر از مسألۀ استعمال راه دیگری در آن تصور نمی شود.

در قسم سومی که دیروز بحث کردیم، که لفظ را اطلاق بکنند، و فرد و خصوصیت دیگر را اراده کنند، به نظر مرحوم آخوند(ره) تقریبا مسلم بود که استعمال تحقق دارد. سیدنا الاستاذ مرحوم بروجردی(اعلی الله مقامه) در آن مناقشه کردند، فرمودند: همانجا ممکن است بگوییم: استعمال تحقق ندارد. آنجا اگر کسی قائل بشود به این که استعمال تحقق ندارد، دیگر در این دو قسم به طریق اولی مسألۀ نفی استعمال را مطرح می کند، اگر در اطلاق الفظ و اراده فرد آخر، کسی منکر استعمال بشود، در اطلاق الفظ و اراده النوع، دیگر به طریق اولی. چرا؟ برای این که در آنجا می خواست یک فردی را در فرد دیگر استعمال بکند، دو فرد و دو خصوصیت بود، و دو فرد بینشان مباینت واضح تحقق دارد. زید و عمرو متباینان. و دلیلش این است که هیچ گونه حملی بین دو فرد امکان ندارد، نه حمل اولی ذاتی بین دو فرد معنا دارد، نه حمل شایع صناعی بین دو فرد جایز است. «زید عمرو» این قضیۀ حملیۀ کاذبه است، و اصلا قابل توجیه نیست. وقتی که در آنجا ایشان مسألۀ استعمال را منکر شدند. ما اینجا می خواهیم بگوییم: زید و نوعش را اراده کنیم، یعنی: کلی خود این را، عنوان عام خود این را، ایشان به طریق اولی مسألۀ استعمال را منکر هستند، می گویند: استعمال یعنی چه؟ وقتی که متکلم می گوید: زید، خصوصیت صدورش از خودش هم برای خودش هم برای سامع و مستمع مغفول عنه است، یعنی: وقتی که مستمع کلمۀ زید را از دهان متکلم می شنود، کأنّ کلی زید را استماع می کند، کأنّ طبیعی زید را استماع می کند. اما خصوصیت اضافۀ صدوریش به متکلم هم برای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه