سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 559

صفحه 559

مراد از وجود حقیقی اراده و اتحاد آن با طلب

اگر ما طلب و اراده را متحد بدانیم، یک قسم چهارمی داریم، به نام اراده و یا طلب انشائی، با آن تفسیری که در باب انشاء کردیم، آن تفسیر این بود که متکلم و منشئ قصد تحقق ماهیت را به این لفظی که در مورد انشاء به کار می رود، می کند. با گفتن افعل قصد می کند که ماهیت طلب تحقق پیدا بکند، ما از آن تعبیر به انشاء طلب می کنیم، و طلبش را تعبیر به طلب انشائی می کنیم، و یا تعبیر به ارادۀ انشائیه می کنیم. پس در باب اراده این چهار قسم وجود داشت. مفهوم الاراده، وجود ذهنی اراده، وجود حقیقی و خارجی اراده، وجود انشائی اراده.

آیا اینهایی که می گویند: اراده در موضوع له نقش دارد کدام یکی از اینها را می گویند؟ آیا مفهوم اراده که دارای معنای کلی و ماهیت کلیه است؟ یا وجود ذهنی اراده را می گویند؟ یا وجود خارجی اراده را می گویند؟ یا وجود انشائی اراده را؟ ظاهر این است که محل نزاع، در وجود واقعی اراده، و وجود حقیقی اراده است. آیا وجود حقیقی اراده که تبعا جزئی است؛ برای این که وجوب مطابق با تشخص و جزئیت است. آیا واقعیت اراده که یک معنای جزئی است و تکثر دارد به تکثر واقعیات اراده، در معنای حیوان الناطق به صورت جزء یا قید دخالت دارد؟ انسان ای الحیوان الناطقی که به ارادۀ حقیقیه اراده شده باشد. زید یعنی: این هیکل خارجی، منتها نه تنها هیکل خارجی، هیکلی که مقیّد به این باشد که ارادۀ حقیقی متکلم به او تعلق گرفته باشد، آیا این معنا است یا نه؟ مرحوم آخوند(ره) برای ابطال این مطلب سه دلیل ذکر می کند، اما ادلۀ دیگران را ذکر نمی کند، تنها به یک چیزی که از علمین نقل شده اشاره می کند، با این که آنها هم ادله ای برای حرف خودشان ذکر کرده اند.

ما ناچاریم که بعضی از ادلۀ آنها را هم ان شاء الله ذکر بکنیم.

ادلۀ مرحوم آخوند(ره) در ابطال نقش اراده در موضوع له

ادله ای که مرحوم آخوند(ره) ذکر می کند، اجمالا عرض می کنم: ایشان تمسک به تبادر می کند، می فرماید: ما وقتی که لفظ انسان را می شنویم، جز معنی حیوان ناطق چیزی به ذهن ما متبادر نمی شود. وقتی که کلمۀ زید را می شنویم، این صورت ذهنیۀ ما، انتقال به همین هیکل خارجی زید پیدا می کند، دیگر مسألۀ تعلق ارادۀ حقیقیه به این دو معنا، اصلا در ذهن ما خطور نمی کند. لذا تبادر را دلیل بر این می گیرد که حیوان الناطق تمام موضوع له است، و در اعلام شخصیه همین ذوات خارجیه تمام موضوع له است، نه این که اینها بعض موضوع له باشد و بعضش اراده یا اینها ذات موضوع له باشد و قیدش اراده باشد، اینها به عنوان تمام موضوع له، برحسب تبادر مطرح هستند. دلیل دومی که ایشان اقامه می کند، مسألۀ اتحاد زید و قائم در قضایای حملیه است. مبنای قضایای حملیه در «هو هویت» اتحاد بین زید و قائم است. می خواهیم بگوییم: زید همان قائم است، بینشان اتحاد کامل تحقق دارد. اصلا زید همان قائم است غیر از قائم چیزی نیست هو، هو است، معنای«هو هویت» را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه