سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 561

صفحه 561

زید برای چه وضع شده؟

(سؤال و پاسخ استاد): با قید اراده، قائم برای چیست؟ دو«هو هویت» است بینشان، در خارج که مسألۀ اراده دخالت ندارد، بحث در لفظ و دلالت است، یعنی: بحث در این است که ما می خواهیم ببینیم این زید خارجی در آن اراده است یا نه؟ یا بما انه مفاد لفظ زید چیست؟

(سؤال و پاسخ استاد): بحثی نیست که در خارجیت وجود زید که اراده دخالت ندارد.

دلالت لفظ بر خارجیت و دلیل قائلین

لفظ زید در چه دلالت می کند؟ بر نفس همین خارجیت؟ یا این که نه؟ این خارجیت به انضمام کونه مرادا للمتکلم، والاّ مرادیت که دیگر در خارجیت زید دخالت ندارد، در مدلول بودن برای لفظ زید دخالت دارد، والاّ کسی نیامده بگوید: آنکه انسان به او اتحاد دارد در مثلا کلی طبیعی با افرادش، عبارت از زید مراد است. بحث در مدلول لفظ زید است، این لفظ بر چه چیزی دلالت می کند؟ والاّ در واقعیت زید نه اراده دخالت دارد و نه شیء دیگر.

از بین ادلۀ آنها، چیزی را که به عنوان بهترین دلیل می شود ذکر کرد، ان شاء الله عرض می کنیم تا ببینیم دلیل اینها چطور قابل جواب است؟ اینها اول دو مقدمه ذکر می کنند بعد نتیجه می گیرند: یک مقدمه ایشان این است که می گویند: علت غائی در افعال اختیاریه و حرکات اختیاریه ولو این که از نظر وجود و از نظر تحقق در خارج، تأخر از فعل اختیاری و حرکت اختیاریه دارد، انسان فعل را انجام می دهد، ثم یترتب علیه الغایه، حرکت را انجام می دهد، حتی یترتب علیه الغایه. پس علت غائی از نظر تحقق خارجی از این حرکت و فعل تأخر دارد. اما همین علت غائی به وجود ذهنی جزء علل مؤثر در تحقق است، جزء علل ایجادکننده و موجده شناخته می شود، و شاید هم مهمترین علت ایجاد باشد. وقتی که می خواهند اراده و مبادی اراده را ذکر کنند، می گویند: اولین چیزی که به عنوان مبادی اراده مطرح است، تصور است که آن تصور معنایش التفات ذهن است، دوم چیست؟ التصدیق بفائده. همین که نتیجۀ این عمل روشن باشد، این التصدیق بفائده که علت غائی عمل است، مشخص بودن هدف و نتیجه از نظر وجود خارجی تأخر دارد اما از نظر تصدیق ذهنی و وجود ذهنی جزء عوامل مؤثر در شیء است، و جزء علل موجده آن شیء است، این یک مطلبی است که در همه جا انسان دیده و شنیده است. مطلب دوم این است که می گویند: ما معالیل، یعنی: معلولها را وقتی که در رابطۀ با عللشان ملاحظه می کنیم، این معلولها در حقیقت در نظر بدوی، یک اطلاق و سعه ای دارند، اما با نظر دقیق تر هر معلولی یک تضیّقی در آن وجود دارد که آن تضیّق در رابطۀ با علتش است، مثلا شما می گویید: النار عله للحراره. می پرسیم: نار آیا علت برای مطلق الحراره است، شما می گویید:

بله، نار که تحقق پیدا کرد، طبیعی حرارت به قول مطلق تحقق پیدا کرده است.

ابتداء مسأله اینطور است. اما در باطن وقتی که این مسأله را دقیق ملاحظه می کنید، می بینید یک

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه