سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 571

صفحه 571

حمل بر دلالت تصدیقیه بکنیم، کأنّ یک معنای واضح و روشن بی نیاز از توضیحی را بیان کرده اند.

چرا؟ برای این که شما دلالت در کلام اینها را معنا کردید به این که اگر بخواهد لفظ دلالت بکند بر این که معنا مراد متکلم است و احراز هم کردید که متکلم در مقام بیان مراد و ابراز مقصود است، پس حتما باید اراده ای در کار باشد. این یک مسألۀ تقریبا دودوتا چهارتاست، نیاز به بیان ندارد. اینها به این عبارت می خواسته اند یک مطلبی را بیان بکنند. اما شما می گویید که اگر بخواهد عنوان مرادیّت در کار باشد، باید اراده در کار باشد. مگر کسی ممکن است، توهّم خلاف این معنا را داشته باشد که مراد باشد، لکن اراده ای هم در کار نباشد؟ این که می گویند: «الدلاله تتبع الاراده» روی تعبیر شما، معنایش این می شود«دلاله اللفظ علی ان یکون معناه مرادا للمتکلم تابع لأن یکون معناه مرادا للمتکلم» این طوری می شود معنایی که شما از کلام علمین می کنید. مثل این که کسی بگوید: آنچه در جوی می رود، آب است. این دیگر نیاز به بیان نداشت. لذا سیدنا الاستاذ می فرماید: ما چاره ای نداریم که دلالت در کلام علمین را دلالت تصوریه معنا بکنیم، یعنی در انتقال ذهن به معنا، در توجۀ ذهن به معنا، اراده دخالت دارد، منتها این حرف با آن حرفی که اصل مسأله برای آن حرف مطرح شده است که آیا اراده در معنا دخالت دارد؟ اینها دو حرف است. در حقیقت آن اشکالی را که ما عرض می کردیم، به آن دلیل اولی که آنها اقامه کرده بودند که از راه هدف وضع پیش می آمدند، این بود که ما اگر از راه هدف وضع وارد بشویم، این مقدار برای ما می تواند هدف وضع مضیّقه به وجود بیاورد، این مقدار که بگوید که لفظ در صورتی وضع برای معنا شده که اراده ای باشد، اما اراده در موضوع له نقش داشته باشد، اراده جزء و قید معنا باشد، ما این را از کجا استفاده بکنیم؟ این مقدار است که آنجایی که اراده هست، وضع هم هست ولی وضع در جایی که اراده نباشد، نیست. اما آنجایی هست، چه حسابی دارد؟ حساب، دخالت در موضوع له است، مدعای اینهایی که اراده را در معنا دخیل می دانند، یک چنین مطلبی است ولی دلیل این معنا را ثابت نمی کند. کلام علمین هم، همین مقدار را روی دلالت تصوریه دلالت دارد. می خواهند بگویند که دلالت لفظ بر معنا آنجایی است که اراده باشد، اگر اراده نباشد، لفظ«لا یدل علی المعنی»، دلالت بر معنا نمی کند.

اما این که آنجایی که اراده هست، چه نقشی دارد؟ آیا دخالت در موضوع له دارد، نه، دیگر دخالت در موضوع له مطرح نیست. فقط گفتند: «من» برای کلیّ ابتدا وضع شده است و تعهّد و التزامی هم کنارش است، این التزام و تعهّد، نه به معنای این است که آن معنای التزامی داخل در معنای«من» است، داخل در معنای ابتداست، در حقیقت یک تضیّق و محدودیتی در رابطۀ با وضع است. مثل این که فرض کنید خود واضع از اول به صراحت بگوید: لفظ انسان را برای معنای«حیوان ناطق» فقط وضع کردم، لکن در آنجایی که اراده به این معنا تعلّق گرفته باشد. پس مجرد این که اراده را ما در رابطۀ با وضع بیاوریم، این معنایش این نیست که اراده در موضوع له آمده است. مگر هرچیزی که در رابطۀ با وضع است، معنایش این است که دخالت در موضوع له داشته باشد؟ ما نمی خواهیم کلام علمین را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه