سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 574

صفحه 574

بیاورید. آیا ما با شنیدن کلمۀ زید، انتقال به معنا پیدا می کنیم یا نه؟ اگر بگویید: انتقال به معنا پیدا نمی کنیم. این خلاف وجدان است. اگر بگویید: انتقال به معنا هست، هنوز کثرت استعمالی تحقق پیدا نکرده است، هنوز آن انس حاصل نشده است، یک ساعت قبل نام پسر خودش را زید گذاشته است! این انتقال شما که از آن تعبیر به دلالت تصوریه می شود، آیا ما می توانیم بگوییم: استناد به وضع ندارد؟ استناد به نامگذاری پدر ندارد؟ پس مستند به چیست؟ کثرت استعمال و انسی هنوز حاصل نشده است، تا ما بگوییم: به واسطۀ انس و کثرت استعمال، انتقال به این معنا پیدا کردیم. نه این که بخواهیم گردن متکلم بگذاریم، نفس انتقال، نفس این که ما با شنیدن لفظ زید، ذهنمان انتقال به این مولود جدید پیدا می کند. «ما هو السبب فی هذا الانتقال؟» ایشان می فرمایند: سبب در این انتقال کثرت استعمال است و اصلا اینجا پای وضع را نباید پیش بیاورید. آیا وجدانا اینطور است؟ یا سبب این انتقال، تسمیه و نامگذاری پدر و به تعبیر دیگر، وضع این اسم برای این مولود است. وجدانا سبب عبارت از وضع است.

اگر سبب عبارت از وضع شد، چرا ما بگوییم: دلالت وضعیه در مورد دلالت تصوریه نیست، دلالت تصوریه را از دلالت وضعیه خارج بکنیم. نه، دلالت تصوریه از دلالتهای وضعیه است، منشأش هم وضع است و کلام علمین هم ناظر به همین معناست، نه ناظر به دلالت تصدیقیه ای که ایشان بیان می فرمایند، چون این مبنایی را که ایشان در باب وضع قائل شدند، فکر نمی کنم غیر از ایشان کسی راضی بشود به این که یک چنین مبنایی را در باب وضع بپذیرد، بعد از آن که وضع یک ماهیت روشن عرفی و عقلائی دارد.

در نتیجه ما در این بحث یک خلاصه گیری اجمالی می کنیم یک بحث در این بود که آیا عنوان اراده به صورت جزئیت یا شرطیت در موضوع له دخالت دارد یا نه؟ به صورت جدیّ این معنا نفی شد و کسی بر اثبات این معنا نتوانسته دلیلی اقامه بکند. یک بحث دیگر این بود که معنای دلالت تصوریه و دلالت تصدیقیه چیست؟ و آیا دلالت تصوریه در رابطۀ با دلالتهای وضعی هست یا نه؟ به نظر ما دلالت تصوریه جزء دلالتهای وضعی است و ما نمی توانیم دلالت تصوری را از مسألۀ وضع بیرون ببریم و منشأ این دلالت را غیر مرتبط به وضع بدانیم، بلکه مسألۀ کثرت استعمال و انس را به عنوان منشأ این دلالت تصوریه مطرح کنیم. مطلب سوم این بود که حالا که اراده در موضوع له به عنوان جزئیت و شرطیت نقش ندارد، آیا وجود اراده در رابطۀ با وضع هست یا نه؟ یک محدودیتی برای وضع آورده یا محدودیتی برای وضع نیاورده است؟ آیا دلالت در محدودۀ اراده است، نه این که اراده جزء باشد، در محدودۀ اراده، دلالت وجود دارد یا نه؟ عرض کردیم که مسأله خیلی واضح نیست، نمی تواند انسان به صورت محکم نفی یا اثبات بکند، ولی اگر اثبات کرد که وضع در محدودۀ اراده است، باید در مرحلۀ دلالت تصوریه، آنجا هم یک تضییقی به وجود بیاورد، بگوید: اگر انسان لفظی را از دیوار یا از اصطکاک حجری به حجری شنید، چون اراده نیست، وضع تحقق ندارد و اراده

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه