سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 578

صفحه 578

کرده است، حقایق و مطالبی کلی و جزئی در این عالم وجود دارد. وجود، نه وجود در مقابل ماهیت است، یعنی تحقق دارد و اگر بخواهند به وسیلۀ اشارۀ حسیه این مطالب را در اختیار یکدیگر قرار بدهند، یا امکان ندارد و یا خیلی مشکل است و دارای عسر است، لذا مسألۀ وضع را برای دلالت بر این معانی و برای ارائۀ این معانی، پیش کشیده است و گفته است: هر وقت کلمۀ«انسان» گفته می شود، ماهیت حیوان ناطق که نوعی از انواع حیوان است، اراده بشود. هروقت کلمۀ«زید» گفته می شود، این موجود خارجی متعین فی الخارج اراده بشود و همین طور در رابطۀ با سایر مفاهیم کلیه و معانی جزئیه. پس در حقیقت هدف از وضع، ارائۀ معانی موضوع له برای آن و بیان آن معانی و رسیدن به آنها است. لذا می بینیم که پدر، تا پدر نشده است، نامگذاری نمی کند. اما بعد از آن که پدر شد، خودش را محتاج می بیند، به این که نامی برای فرزند خودش بگذارد تا این نام حاکی و نشانگر همین واقعیت خارجیه، به نام مولود جدید باشد. والاّ پدری که اصلا زمینه فرزند در او مثلا وجود ندارد، اگر نامگذاری کند، چه بسا مورد تمسخر و استهزاء قرار می گیرد که برای چه نام می گذاری؟ و لفظ را برای چه وضع می کنی؟

در کلیّ وضع، این مسأله و این هدف، مطرح است. هرکجا که وضعی تحقق داشته باشد، باید ما بفهمیم که آنجا معنایی وجود دارد، واقعیت و مسأله ای وجود دارد والاّ وضع بدون این که معنایی در کار باشد، قابل تصور نیست.

ممکن است در اینجا یک«ان قلت» و شبهه ای مطرح بشود و آن این است که ما یک سلسله عناوین و یک سلسله الفاظی داریم که دارای حقیقت نیستند و معنای محقّق و واقعی برای آنها تحقق ندارد، مثل شریک الباری. بعد از آن که برهان بر امتناع شریک الباری قائم است، دیگر واقعیتی برای او وجود ندارد. یا در اجتماع النقضین بعد از آن که اجتماع نقیضین محال است، پس دیگر واقعیتی برای اجتماع نقیضین وجود ندارد، چرا اینها لفظ دارند؟ چرا اینها دال و حاکی دارند؟ شریک الباری، حکایت از همان شریک الباری می کند. اجتماع نقیضین، حکایت از معنای اجتماع نقیضین می کند.

شما بگویید: اینها الفاظی است که فاقد واقعیت است؛ در پشت این الفاظ، حقیقتی وجود ندارد. پس اینطور نیست که دایرۀ وضع محدود باشد به آنجایی که یک واقعیتی در کار باشد.

جواب از این اشکال، دو جواب است: یک جواب این است که این الفاظ، به تنهایی وضع ندارد، این طور نیست که شریک الباری را واضع وضع کرده باشد، آن را که واضع وضع کرده است، «الباری» برای ذات خداوند تبارک و تعالی است و«شریک» برای مطلق شریک که یک حقیقت و واقعیتی دارد و این مضاف و مضاف الیه را شما درست کردید برای این که موضوع برای«محال» قرار بدهید والاّ واضع نیامده عنوانی را به صورت شریک الباری وضع کرده باشد. در اجتماع نقیضین هم مسأله اینطور است. این تلفیق بین کلمۀ اجتماع و کلمۀ نقیضین، در رابطۀ با شماست که می خواهید این مضاف و مضاف الیه را موضوع برای«محال» و برای«ممتنع» قرار بدهید والاّ در هیچ لغت و کتب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه