سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 582

صفحه 582

معنا زیاد مورد نیاز استعمالی مردم قرار می گیرد. یک چنین جایی مسأله ترادف مطرح است، اما در ما نحن فیه که هیئت جملۀ خبریه و مجموع مرکب، دو امر متلازم باهم هستند و هیچ انفکاکی بین این دو نیست، هرکجا هیئت جملۀ خبریه باشد، مجموع مرکب هم هست. آیا آن غرضی که در رابطۀ با مترادفین در سایر موارد، ما ملاحظه می کنیم، آن غرض می تواند اینجا تحقق داشته باشد؟ واضع می خواهد این نسبت مورد تفهیم واقع بشود، چه لزومی دارد بعد از آن که هیئت جملۀ خبریه دلالت بر نسبت می کند، مجموع مرکبی هم که وجودا ملازم با این هیئت است، آن هم دلالت بر جمله خبریه بکند؟ و اصولا چه تسهیلی در اینجا هست؟ به خلاف مسأله انسان و بشر که می خواسته دستها باز باشد، یک کسی با کلمۀ«انسان» این ماهیت را تفهیم بکند، دیگری آزاد باشد با کلمۀ«بشر» افهام کند این ماهیت را، اما در ما نحن فیه، جز لغویت و عدم تحقق آن غرض ترادف، چیز دیگری ملاحظه نمی شود.

جواب دیگر این است که آیا وجدانا ما با شنیدن«زید قائم»، دو مرتبه انتقال به نسبت پیدا می کنیم یا با شنیدن«زید قائم» یک مرتبه بیشتر انتقال به نسبت تحقق ندارد؟ روی این معنا از این بعض نحویین، ما باید دوبار انتقال به نسبت پیدا کنیم: یکی از راه هیئت جملۀ خبریه، یکی هم از راه مجموع مرکب. اگر بگویید: با انتقال اولی دیگر دومی معنا ندارد. پس این چه وضعی است که در آن انتقال تحقق ندارد؟ اگر بگویید که دو انتقال است، خلاف وجدان است، ما با شنیدن«زید قائم» از هر طریقی که شما بگویید، یک بار انتقال به نسبت بین«قائم» و«زید» پیدا می کنیم، نه این که دو مرتبه و متعددا انتقال مطرح باشد؛ لذا این توجیهی که بعضی از نحویین کردند. این توجیه هم مثل اصل مطلب غلط است که ما برای درست کردن یک معنا، برای مجموع مرکب، بگوییم: مجموع مرکب و هیئت جملۀ خبریه هردویشان یک معنا را دلالت دارد و به صورت مترادفین، این مسأله مطرح است.

این در حقیقت یک دلیل بود.

دلیل ابن مالک در بیان وضع شخصی در مرکبات

دلیل دوم را هم عرض کنیم که این بحث را تمامش بکنیم ان شاء الله، که دلیل ابن مالک است.

ایشان در مقام جواب برآمده است و می گوید که شما می گویید: «زید قائم» مرکبش وضع دارد.

وضعش شخصی است یا نوعی؟ تا ما این حرف را می زنیم در ذهن شما می آید که وضع نوعی است.

درحالی که مسأله اینطور نیست. مرکب را اگر شما حساب بکنید، تمام مرکبات متباین باهم هستند.

مرکب، غیر از هیئت جملۀ خبریه است. هیئت جملۀ خبریه به صورت وضع نوعی مطرح است، اما مرکب که هیئت نیست. مرکب یک جزئش زید است، یک جزئش قائم است، آنهم با دو خصوصیت، یک جزئش هم جملۀ خبریه است. «زید قائم» با«زید ضارب» دو مرکب یا یک مرکب است؟ دو مرکب است، اجزایش باهم فرق دارد. حتی بالاتر«زید قائم» با«زید عالم» دو مرکب است، نه یک

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه