سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 583

صفحه 583

مرکب، چون اجزایش فرق می کند ولو فی ناحیه المحمول. معنای تباین دو مرکب این نیست که در تمام اجزاء، بینشان مباینت و مغایرت باشد، در یک جزء هم اگر اختلاف باشند، بینشان مباینت است.

لذا وضع نوعی اصلا تصور نمی شود در وضع مرکب، باید وضع، وضع شخصی باشد. یعنی چه؟ یعنی یکدفعه واضع«زید قائم» را وضع کند و یکدفعه هم«زید عالم» را وضع کند. یکدفعه«زید ضارب» را وضع بکند. یکوقت«عمرو قاتل» را وضع کند یکوقت«بکر جالس» را وضع کند. کل مرکبی که شما تصوّر می کنید، هرکدامش باید وضع شخصی و مستقل داشته باشد، ایشان می گویند:

این دو اشکال دارد: یک اشکال این که اولا مرکبات«لا تعد و لا تحصی» است. به اعتبار اشخاص و زمانها و محیطها و محلها، مرکبات کاملا فرق می کند. چطور می تواند واضع این مرکبات«لا تعد و لا تحصی» را وضع کرده باشد؟

ثانیا، می فرماید: اگر مرکبات هم نیاز به وضع داشته باشد، دیگر اصلا مسألۀ خطابه و سخنرانی و ابتکار در کلام، باید موضوعش منتفی بشود، برای این که منبری روی منبر نشسته، یک جمله ای را می خواهد بگوید، باید اول ببیند این جمله، وضع دارد یا ندارد. همانطوری که وقتی می خواهد اسم یکی را ببرد، اول باید بفهمد که این اسم، اسم این آدم هست یا نه؟ همین طوری که نمی شود به زید، عمرو گفت و به عمرو، بکر گفت. همانطوری که در مفردات اجازه ندارد، باید در مرکبات هم اجازه نداشته باشد، هر جمله ای که می خواهد ایراد کند، اول باید ببیند این جمله وضع دارد یا وضع ندارد.

تا بحث بعدی ان شاء الله.

پرسش:

1 - وضع در مرکبات، بما هو مجموع مرکب چه فرقی با وضع در مفردات دارد؟

2 - مراد از واقعیت را با مثالی توضیح دهید.

3 - توجیه وحدت مفاد مجموع مرکب با مفاد هیئت جملۀ خبریه چگونه است؟

4 - دلیل ابن مالک در بیان وضع شخصی در مرکبات را بیان کنید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه