سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 608

صفحه 608

فرق عمدۀ بین تبادر و عدم صحت سلب

پس از راه عدم صحت سلب چه نقطۀ ابهامی را می خواهید برطرف بکنید و کشف بکنید؟ پس نمی شود که از یک طرف معنای صعید به طور تفصیل برای ما معلوم باشد، و از طرف دیگر هم ما نیاز به تشکیل قضیۀ حملیه داشته باشیم، هم خودمان را نیازمند ببینیم و هم علم تفصیلی به معنای صعید داشته باشیم. جمع بین این دوتا که معنا ندارد، شما همۀ این مسائل را برای راه یابی به معنای صعید به کار می برید، درحالی که قبل از تشکیل قضیۀ حملیه معنای صعید برای شما معلوم به تفصیل است. و اگر بفرمایید: ما معنای صعید را می دانیم ولی اجمالا و ارتکازا، می گوییم: عمدۀ فرق بین تبادر و عدم صحت سلب در همین مسأله است. می گوییم: شما لفظ صعید را که می دانید، وقتی می خواهید معنای صعید را حمل بر مطلق وجه الارض بکنید آیا این معنا مغفول عنه شماست؟ یا مورد توجه و التفات شماست؟ اگر مغفول عنه شماست معنای مغفول عنه مثل معنای مجهول می ماند، همانطور که معنای مجهول، قابلیت حمل ندارد، نه در ناحیۀ موضوع و نه در ناحیۀ محمول، همینطور معنای مغفول عنه را چطور می شود حمل بر موضوع بشود؟ قضیۀ حملیه را شما دارید تشکیل می دهید، آیا تشکیل دهندۀ«زید قائم» می شود که از معنای زید غافل باشد؟ می شود که از معنای قائم غافل باشد و مع ذلک قضیۀ حملیه را تشکیل بدهد؟ یا این که تشکیل قضیۀ حملیه که متقوّم به اتحاد بین موضوع و محمول است، متوقف بر توجه به موضوع و توجه به محمول است. پس نمی شود که معنای صعید مغفول عنه شما باشد، باید مورد توجه باشد، و اگر مورد توجه شد، از اجمالی بودن خارج می شود.

فرق علم اجمالی و علم تفصیلی

برای این که فرق بین علم اجمالی و تفصیلی در این جهت است که علم تفصیلی، علم ملتفت الیه و مورد توجه انسان است؛ اما علم اجمالی، علمی است که در ارتکاز انسان وجود دارد، لیکن مورد توجه انسان قرار نگرفته است و ملتفت الیه انسان نیست. یک سؤال در اینجا هست و آن این که آیا می شود یک معنای معلوم بالاجمال، که معنای علم اجمالی عدم توجه به آن معنا و عدم التفات به آن معناست، انسان، خودش بیاید تشکیل قضیۀ حملیه بدهد، و این معنا را محمول در قضیۀ حملیه قرار بدهد؟ لا محاله وقتی که چنین وضعی پیش می آید باید معنای صعید ملتفت الیه و مورد توجه باشد، تا بتواند حمل بر مطلق وجه الارض بشود. «و اذا کان موردا للتوجه و ملتفتا الیه فهذا هو العلم التفصیلی»، و اگر علم تفصیلی هست پس قضیۀ حملیه برای چه هدفی تشکیل داده می شود؟ قضیۀ حملیه را برای رفع کدام نقطۀ ابهام شما می خواهید استفاده کنید؟ در باب تبادر، ولو این که تبادر عند النفس باشد، این اشکال وارد نیست، در آنجا مسأله اینطور است نه این که قضیۀ حملیه نیست، آنجا مسألۀ لفظ و معنا مطرح است، اینجا چون پای قضیۀ حملیه در کار است لذا مستقیما معانی باهم ارتباط پیدا می کند و تماس دارد، اما در باب تبادر چون مسألۀ تشکیل قضیۀ حملیه نیست ممکن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه