سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 91

صفحه 91

قرار می دهیم، این دو جهت را در جوهرۀ این مسائل می بینیم و به جهات خارجۀ از این مسائل کاری نداریم، مدوّن و اغراض و امثال ذلک به کنار. مسائل وقتی که مورد تحلیل قرار می گیرد، می بینیم آنچه که در آنها نقش دارد، موضوع و محمول است، اما از نظر نسبت بین موضوع و محمول، فرقی بینشان وجود ندارد. چون اولا نسبت یک معنای آلی و حرفی است و ثانیا نسبت بین همۀ مسائل یکنواخت است«کل فاعل مرفوع و کل مفعول منصوب». پس نسبت را باید کنار بگذاریم و آن دو جهتی را که موجب تمایز است، باید در رابطۀ با موضوع و محمول بررسی کنیم.

تا اینجا به این مرحله رسیدیم که آنچه مسائل علم را از مسائل علم دیگر جدا می کند یا موضوع است یا محمول؛ و آنچه مسائل هر علمی را در محدودۀ خود آن علم از یکدیگر جدا می سازد، باز یا موضوع است یا محمول. اما در این مقدمه هنوز نتوانسته ایم روشن کنیم که موضوع به کدام یک از آن دو جهت ارتباط دارد و محمول به کدام یک؟ فقط می دانیم که اینجا دو چیز وجود دارد: یکی به نام موضوع و دیگری به نام محمول، دو جهت تمایز هم تحقق دارد. اما این که کدام یک از این دو جهت به کدام یک از این دو مطلب ارتباط دارد، در این مقدمه مشخص نمی شود و به نتیجه نمی رسیم، اما در مقدمۀ دوم راه باز می شود و می فهمیم که کدام یک از این دو جهت به کدام یک از موضوع و محمول ارتباط دارد.

ارتباط داشتن جهت تمایز هم بین مسائل علم و هم بین مسائل هر علمی با مسائل علم دیگر، در رابطۀ با موضوع و محمول است، اما به کدام ارتباط دارد؟ را در مقدمۀ دوم ذکر می کنند.

مقدمۀ دوم

وقتی علوم مدوّنه را تتبع و بررسی می کنیم، به این نتیجه می رسیم که در بعضی از علوم، در تمام مسائلش محمول واحد است و فقط از نظر موضوع در آن اختلاف هست، مثل فلسفه و علم الهیات بالمعنی الاعم. در آنجا می گوییم: «الله تعالی موجود، الجسم موجود، الجوهر موجود، العرض موجود و هکذا». تمامی مسائل علم اعلی در محمول باهم مشترکند و فقط موضوعاتشان فرق می کند. در یکی راجع به موجودیت الله تعالی بحث می شود و در مسائل دیگر راجع به موجودیت جسم و جوهر، عرض بحث می کند، والاّ محمول شیء واحد است.

در بعضی از علوم دیگر، ولو این که در تمامی مسائل، محمول واحد نیست، اما می بینیم در این علوم، ابوابی وجود دارد و در هر بابی مسائلی وجود دارد که مسائل آن باب در محمول مشترکند.

مثلا در علم نحو می بینید بابی درست کردند به نام«باب المرفوعات» که مسائلش متعدد است، اما در تمام آنها محمول«مرفوع» است. می گویید: «الفاعل مرفوع، المبتداء مرفوع، نائب الفاعل مرفوع، الخبر مرفوع، اسم کان مرفوع» همه با این که مسائل مختلفۀ یک باب هستند، مع ذلک در محمول یعنی مرفوعیّت باهم مشترکند. پس، این معنا ما را هدایت می کند به نقطۀ ابهامی که در مقدمۀ اولی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه