سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 128

صفحه 128

ابتلای نماز به ازاله، در معنا و مسمای نماز نقش نداشته باشد و الاّ اگر نقش داشته باشد، «الصلاه لا تکون مزاحمه للازاله». برای این که«الصلاه من شرایطه عدم الابتلاء» است و این شرط، هم در مسمی و هم در وضع مدخلیّت دارد. پس دیگر صلاه نمی تواند مزاحم با ازاله باشد. لذا ایشان می فرماید: ما این شرط را خارج از مقام تسمیه و وضع می دانیم.

همین طور در قسم سوم، یعنی شرایطی که امکان اخذ در متعلق ندارد، مسأله قدری روشن تر از قسم دوم است. اگر انسان بخواهد نماز را به داعی امر اتیان بکند، این داعی الامر یک رتبه تأخر از خود امر دارد. برای این که تا امر نباشد، معنا ندارد انسان امر را به داعی الامر اتیان کند. پس«داعی الامر متأخر عن الامر»، امر هم متأخر از متعلقش است. متعلقش صلاه است، پس«الصلاه متقدم علی الامر و الامر متقدم علی داعی الامر». چیزی که دو رتبه از نفس عنوان صلاه تأخر دارد، چطور معقول است در مسمّی و معنای صلاه دخالت داشته باشد؟ پس اصلا معقول نیست با تأخر دو رتبه بگوییم:

این داعی الامر هم جزء شرائط است و شرائط هم در تسمیه و وضع دخالت دارند. لذا این قسم هم باید از مقام نزاع در بحث صحیحی و اعمی خارج گردد.

اشکال بر استحالۀ اخذ بعض الشرائط در متعلق احکام

جوابی را که از بیان شیخ انصاری(اعلی الله مقامه الشریف) دادیم، اینجا هم جریان پیدا می کند.

این تقدمها و تأخرها، مربوط به واقعیت امر است. مثل این که مرحوم آخوند(ره) هم روی همین معنا مسألۀ اخذ داعی الامر را در متعلق امر محال می داند. البته اگر اشکالات دیگری به مرحوم آخوند(ره) نباشد، این حرف مانعی ندارد.

ایشان می گوید: مولی وقتی که می خواهد امر را متعلق به صلاه کند، معنا ندارد در متعلق، این داعی الامر که تأخر از امر دارد، اخذ شود. مسألۀ وضع و نام گذاری، امر اعتباری است که تقدمها و تأخرها در آن سبب نمی شود که آن متأخر محال، در ردیف متقدم قرار گیرد. مگر این که انقلاب در واقعیت به وجود آوریم؟ ما به وسیلۀ وضع فقط می خواهیم نام گذاری کنیم، چه مانعی دارد شارع بگوید من کلمۀ صلاه را برای نمازی که هم صحه من حیث الأجزاء دارد و هم صحه من حیث الشرائط، آن هم جمیع شرائط، وضع کرده ام؟ کجای این مطلب استحاله دارد؟ اصلا کلمۀ استحاله و عدم معقولیت و امثال ذلک را در امور اعتباریه نباید کسی مطرح کند. بزرگترین مصداق امر اعتباری نماز است. در نماز پنج شش مقولۀ متباین وجود دارد، ولی اعتبارا یک شیء شناخته شده است. آیا این، معنایش اجتماع مقولاتی است که مستلزم استحاله است؟ یا این اجتماع اعتباری، ربطی به واقعیتها و تکوین ندارد؟ لذا بیان در جواب قاصر ما از کلام شیخ انصاری(ره) در کلام محقق نایینی(ره) هم مطرح است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه