سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 142

صفحه 142

مطرح کنند، حملۀ خود را متوجۀ روحانیت می کنند. این حمله به خاطر ارزش و مقام علمی شماست. گرچه متأسفانه دیده می شود بعضی از کسانی که ادعای بعضی از مقامات علمی دارند، یا بعضی از طلبه هایی که در اول راه بوده یا در نیمۀ راه، منحرف شده و هنوز مزۀ فقاهت را نچشیده اند و بلکه معنای فقاهت را درک نکرده اند، به خود اجازه می دهند در رابطۀ با این مسأله، یا سخنرانی کنند یا قلم فرسایی. علتش یا مخالفت با رشتۀ روحانیت است و اگر حمل بر صحت کنیم، باید بگوییم:

علتش جهل و ناآگاهی است. یکی دو سال پیش هم دانشگاهی ها از تهران آمده بودند در مدرسه فیضیه، دو سه روز آنجا سمینار بود و یک جلسه هم من صحبت کردم. در آنجا برایشان اثبات کردم به طوری که همۀ آنها تأیید کردند، که مشکل ترین علوم عالم، آن علمی است که ما طلبه ها مشغول آن هستیم. و این دلیل روشن و بارز دارد. چقدر وقت لازم است یک طلبۀ نسبتا خوش استعداد که وقت خودش را هم در غیر تحصیل صرف نکند و دائما مشغول درس و بحث باشد، برسد به مرحلۀ اجتهاد؟ آیا کمتر از بیست و پنج سال امکان دارد؟ کمتر از بیست و پنج سال می شود کسی به اجتهاد برسد؟ اگر یک وقت در تاریخ دیدید فلان شخصیت در سن پانزده سالگی مجتهد شده است، به این دلیل است که آن موقعها رسیدن به اجتهاد خیلی آسان بوده است و علاوه در آن شخص قاعدتا نبوغ خاصی بوده که در آن سن، به مرحلۀ اجتهاد رسیده و الاّ روی حساب متوسط، کمتر از بیست و پنج سال نمی تواند کسی به مرحلۀ اجتهاد برسد. آنوقت آنهم در حالی که در علوم جدیده لااقل هفت، هشت سال درس خوانده و دبستان و مثلا راهنمایی را دیده باشد. کدام علمی را در عالم، به این گونه تصور می کنید؟! در کدام مقاله و مجله و رسانۀ گروهی شنیده اید که فلان علم مثلا بیست سال وقت لازم دارد؟ ما که نشنیده ایم، اگر می بود، برای ما می گفتند.

مشکل ترین علوم عالم، این علمی است که من و شما با او سروکار داریم و این برای خاطر آن ارزش واقعی است که این علم دارد، برای اهمیتی است که این علم دارد و برای ارتباط این علم با آخرین قانون الهی است. یک قانون اساسی که خودتان وضع می کنید، در تفسیر آن دچار هزار مشکل می شوید و افرادی را انتخاب می کنید تا به عنوان مبیّن قانون اساسی، مبهمات قانون اساسی را برای شما مطرح کنند، اما این قانون، قانون الهی است. امروز چند تا از دوستان اهل علم آمده بودند منزل ما، به مناسبتی بحث می کردیم و من برای آنها راجع به قصاص صحبت می کردم، گفتم ببینید این تعبیری که خداوند دربارۀ قصاص کرده: «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ»، در یک جمله کوتاه جمیع اشکالاتی که در رابطۀ با قصاص است را این آیه جواب می دهد. اگر جن و انس جمع شوند دربارۀ قصاص یک چنین تعبیری(با قطع نظر از قرآن) بخواهند بکنند، امکان ندارد. در این جملۀ کوتاه قرآن به عنوان آخرین کتاب آسمانی چه نکاتی را مطرح کرده است؟! قصاص مرتبط با قتل است، مرتبط با از بین بردن جانهاست، می گوید: در قصاص حیات است. همان که در رابطۀ با

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه