سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 163

صفحه 163

پس جامع بین نمازهای صحیحه بعد از آن که جامع مقولی و ماهوی ممتنع بود و بعد از آن که جامع عنوانی مسلم موضوع له نیست و لو این که استحاله ندارد، عبارت از این عنوان است«الحصه من الوجودات تشتمل علی الصلوات الصحیحه» این بیان ایشان در تصویر جامع است.

اشکال استاد بر کلام مرحوم محقق عراقی(ره)

عرض می کنیم آیا این حصه از وجودات این وجود است یا از وجودات کلی و ماهیّت است، یا یک شق ثالثی است، شق ثالث که نمی توانیم تصور کنیم، یا باید بگویید این حصه از وجودات ماهیّت است و کلی است، یا باید بگویید از وجودات این وجود است؟ اگر می گویید از ماهیّت است، شما که گفتید در ماهیّت ممتنع است که تصویر جامع ماهوی داشته باشیم، برای این که مقولات متباینه چطور امکان دارد زیر پوشش یک ماهیّت و یک مقوله قرار بگیرد؟ لابد باید بگویید از وجود است، اگر گفتید وجود است ما سه اشکال داریم: اولا اگر وجود شد، وجود مساوق با جزئیت است، هرکجا که مسألۀ وجود مطرح باشد همراه وجود جزئیت و تشخص مطرح است. اگر جزئیت و تشخص مطرح است شما که گفتید موضوع له لفظ صلاه مثل اسماء اجناس عمومیّت دارد نه خصوصیت، آیا شما در لفظ صلاه، وضع را عام و موضوع له را خاص می دانید؟ مسلم چنین نیست، شما از یک طرف می گویید لفظ در صلاه وضع عام، موضوع له عام است. می پرسیم جامع بین افراد صحیحه چیست؟ می گویید وجود حصۀ از وجود، وجود هم که مساوق است با تشخص و جزئیت، آن وقت جزئیت با عمومیّت معنای موضوع له، چطور قابل جمع و قابل اجتماع است؟

ثانیا این وجودات را شما وجود واحد می بینید یا وجودات متعدده؟ این که می گویید«الحصه من الوجودات المشتمله علی الصلوات الصحیحه» شما برای این وجود، وحدت قائل هستید یا تعدد؟ کدام یکی از اینها است، اگر شما بگویید برای این وجود وحدت قائل هستیم، می گوییم که آیا می شود که ماهیّات متباینه، در وجود اتحاد داشته باشند، یعنی یک وجود داشته باشند؟

مگر شما نمی گویید در صلاه ماهیات متباینه وجود دارد، چطور ماهیات متباینه در یک وجود جمع شده اند، شما در باب عرض و معروض با این که عرض قوام وجودیش به معروض است و اگر معروض نباشد امکان ندارد که عرض وجود داشته باشد، اما در عین حال اگر من از شما بپرسم که آیا برای عرض و معروض دو وجود تحقق دارد یا یک وجود؟ شما چه جواب می دهید؟ این جسمی که معروض بیاض است و بیاض هم معقول نیست که بدون محل در خارج وجود پیدا کند، اما در عین حال دو وجود است یا یک وجود؟ بلا اشکال دو وجود است، برای این که دو ماهیّت و دو حقیقت و دو مقوله است، «وجود الجسم شیء و وجود العرض شیء آخر و لنا فی الخارج وجودان الجسم و البیاض» نه این که نیاز عرض به معروض اقتضا می کند که اندکاک وجودی در معروض پیدا بکند به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه