سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 199

صفحه 199

مسمّی پیدا می کند و یا از راه آثار و توابع راه به آن مسمّی پیدا می کند، می فرمایند: صحیحی، همین طور است که مرحوم محقق نائینی(ره) می فرمایند و کلام مرحوم آخوند(ره) هم از همین قبیل است، یا از راه علل و مصالح و یا از راه آثار و توابع راه به آن مسمی پیدا کرده، یعنی در حقیقت امام بزرگوار(مدظله) معتقدند که مرحوم آخوند(ره) حتما باید در آن بحث اشتغالی بشوند، همان طوری که مرحوم محقق نائینی(ره) هم بیان کردند.

مطلب دوم که ایشان می فرمایند: آن طوری که ما تصویر جامع کردیم، که نه از راه علل و مصالح بود و نه از راه آثار و توابع، آن جوری که ما خودمان تصویر جامع کردیم لازمه اش این نیست که ما اشتغالی بشویم. با تصویر جامع می توانیم برائتی بشویم و اصاله البرائه را جاری کنیم. پس دو حرف و دو مطلب شد، هر دو نیاز به اثبات دارد. اول مطلب دوم که در رابطۀ با خود ایشان هست، عرض می کنیم. می فرمایند: آن طوری که ما تصویر جامع کردیم و گفتیم: یک سنخ مرکباتی داریم که نه مادۀ معین درش خصوصیت و تعیّن دارد و نه هیأت مشخص درش اخذ شده و دخالت دارد، بلکه هم از نظر مواد آزاد است و هم از نظر هیأت آزاد است. منتها به لحاظ این که یک غرض خاصی را تأمین می کند و یک هدف خاصی برایش ترتب پیدا می کند، ما این را در حقیقتی مرکب می دانیم و الاّ هر مرکبی باید حساب مستقلی داشته باشد و مسألۀ خاصی باشد. اما به لحاظ این که هدفی که بر اینها ترتب پیدا می کند یک هدف است، لذا ما همه اش را مرکب می نامیم. مثل مسألۀ دار، کلمۀ دار بر یک مجموعه ای وضع شده که غرض مسکن بودن را تأمین می کند، نه از نظر مواد خصوصیت دارد، از همان روزی که با سنگ و چوب گل می ساختند کلمۀ دار گفته می شد، حالا هم که با آهن و سیمان و امثال ذلک ساخته می شود، باز هم همین کلمه مطرح است و تغییر در هیأتش هم که هر زمانی هم یک نوع تغییری در هیأت پیدا می شود فرقی نمی کند بالاخره کلمۀ دار برای چنین مرکبی وضع شده است. نماز هم همین طور است. نه مادۀ معین درش مدخلیّت دارد و نه هیأت معین«من القیام و القعود و الاضطجاع» و امثال ذلک همه اش عنوان صلاتی درش منطبق است. اگر ما شک کردیم، که در صلاه به این معنا و با تصویر جامع به این معنا، آیا علاوه بر نه جزء، جزء دهمی بنام سوره دخالت دارد یا ندارد؟ چرا ما نتوانیم«اصاله البرائه» را جاری کنیم؟ چرا نتوانیم به مقتضای عقل حکم به برائت کنیم؟

فرق مسأله دوران بین اقل و اکثر با شک در محصّل

این مثل مسألۀ شک در محصل نیست که مرحوم آخوند(ره) فرمودند. در مسألۀ شک در محصل همان طوری که ایشان ذکر کرده اند دو وجود تحقق دارد: یک وجود مسبّب محقق است و یک وجود سبب در کار است. یک وجود محصل در کار است. و یک وجود متحصل در کار است. و طبیعتا امر و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه