سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 2

صفحه 2

را می شنوید، یک معنای بسیطی در ذهن شما می آید، معنای انسان همان معنای بسیط است. شما چطور با تشکیل قضیۀ حملیه می خواهید این معنای بسیط را تبدیل به مرکب کنید؟ به عبارت روشن تر، شما می خواهید از راه قضیۀ حملیه به دست بیاورید که این مرکب معنای انسان است. صحت حمل می خواهد که این معنا را دلالت بکند، در حالی که ما می دانیم که معنای انسان«لیس امرا مرکبا» بلکه معنای انسان امر بسیطی است. لذا باید این جور قضایا را از دایرۀ صحت حمل بیرون بیاوریم و بگوییم: اینجا مسألۀ علامیّت و کاشفیّت مطرح نیست، اما در موارد دیگری که موضوع معنای مفرد است و لفظ دارای یک معنای بسیطی هست، می توانیم مسألۀ صحت حمل را به عنوان کشف از حقیقت و علامت حقیقت مطرح کنیم.

عرض می کنیم: اولا روی اشکال بحث قبل، کلّی مسألۀ صحت حمل، زیر سؤال می رود، یعنی:

قبل از آنکه ما به تشکیل قضیۀ حملیه برسیم، مطلب، برای ما باید روشن شده باشد، اگر روشن نشده باشد، قضیۀ حملیه نمی توانیم تشکیل بدهیم. آدم جاهل، یا غافل چطور می تواند قضیۀ حملیه نسبت به معنای مجهول و یا معنای مغفول عنه ترتیب بدهد؟ پس باید معنای حقیقی به صورت علم تفصیلی مشخص باشد و اگر مشخص نباشد، نمی توانید قضیۀ حملیه را تشکیل بدهید. اولا ما کلّی این علامت را از این نظر مورد اشکال قرار دادیم. ثانیا فرض کردیم که از این اشکال صرف نظر شد، یعنی قبول کردیم که صحت حمل علامت حقیقت است. آیا استثناء این موردی که شما می فرمایید صحیح است یا نه؟ ما اگر قضیۀ حملیۀ«الحیوان الناطق انسان» را تشکیل دادیم برای کشف معنای حقیقی، لا بدّ به این نکته توجه داریم که معنای انسان بسیط است و موضوع مرکب است. مرکب با وصف ترکّبش، نمی تواند اتحاد با معنای بسیط داشته باشد. ما از این قضیۀ حملیه چه چیزی را به دست می آوریم؟ آن چه برای ما از صحت حمل در این قضیۀ حملیه، به دست می آید، این معناست که انسان دارای یک معنای بسیطی است که اگر آن معنای بسیط را زیر ذرّه بین عقل قرار بدهند و بخواهند تجزیه و تحلیل عقلی روی این معنای بسیط داشته باشند، در حقیقت جنس و فصلش را مشخص کنند، جنس آن حیوان است و فصل آن ناطق است. قضیۀ حملیه این معنا را به ما نشان می دهد که«حیوان ناطق»، تجزیه شده از معنای بسیط انسان است. «حیوان ناطق» ترکیبی است که از تحلیل آن معنای بسیط استفاده می شود. پس این معنای حقیقی را شما به دست آوردید که«عند التحلیل یرجع جنسه الی الحیوان و فصله الی الناطق». مجرّد این که یک مرکب«بما هو مرکب» حمل بر بسیط«بما هو بسیط» نمی شود و در حقیقت اتحاد بین مرکب و بسیط تحقق ندارد، این، مانع از صحت این حمل نیست، یعنی: در حقیقت وقتی که ما«حیوان ناطق» را موضوع قرار می دهیم، این وصف ترکّب را از آن جدا می کنیم. لذا قضیۀ حملیه تشکیل داده می شود و اگر ما قید ترکّب را نزنیم که«هذا الحمل لیس بصحیح اصلا»، ما باید«صحه الحمل» درست کنیم تا علامیّت مجاز تحقق پیدا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه