سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 216

صفحه 216

بیع معنای عقلایی است، عقلائیت اقتضا می کند که«أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ» در مقام بیان باشد، اما صیام چون یک معنای شرعی است، این شرعی بودنش اقتضا می کند که در مقام بیان نباشد، آیا این حرف درست است؟ این طوری بین«أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ» و«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ» فرق قائل بشویم یا این که این فرق دخالتی در آن جهت مورد بحث ما ندارد، جهت مورد بحث ما این است که شرائط تمسّک به اطلاق که عمده اش عبارت از این است که متکلم در مقام بیان باشد، چه شد که در«أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ» در مقام بیان است و در«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ» در مقام بیان نیست با این که چه بسا اولویت در رابطۀ با یک نکته، اقتضاء می کند که«أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ» در مقام بیان نباشد و آن این است که در مقابل«حَرَّمَ الرِّبا»

قرار گرفته است، که به ذهن انسان می آید که خداوند اجمالا می خواهد بیع را در مقابل ربا، حکم به حلیت و نفوذش کند، اما دیگر در مقام بیان نیست که«تمام الماهیه المتعلقه لامضاء الله تعالی ماهیه البیع باطلاقها» اگر در آنجا هست در«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ» هم عینا همین معنا وجود دارد.

لذا مسأله این طور نیست که تا دیدیم«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» ها در مقام بیان نیستند، بگوییم: در کل الفاظ عبادات«فی الکتاب و السنه و جمیع الروایات النبویه و غیر النبویه» یک جا یک دانه اطلاقی وجود ندارد که به عنوان ثمره این بحث و صغرای ثمره این بحث، بتواند مطرح شود. موارد زیاد است و شاید اگر کسی در روایات تتبع کند بیشتر از اینها مواردی را برخورد می کند در عبادات مختلف که شرائط تمسّک به اطلاق در آنجا محقّق است. لذا این اشکال هم انصافا وارد نیست.

اشکال سوم: مرحلۀ ترتب ثمره

اما مهمترین اشکال این است که مستشکل می گوید: نزاع بین صحیحی و اعمی در چه مرحله ای است و این ثمره ای را که شما مترتب کردید مربوط به چه مرحله ای است؟ نزاع بین صحیحی و اعمی در رابطۀ با مقام تسمیه و موضوع له است، اگر مسألۀ وضع و حقیقت شرعیه را قائل شوید، نزاع در این است که آیا موضوع له مسمی عبارت از خصوص معانی صحیحه است، معانی ای که فقط بر افراد صحیحه انطباق پیدا می کند، یا موضوع له و مسمّی عبارت از یک معنایی است که هم افراد صحیحه و هم افراد فاسده مصداق آن هستند، پس نزاع بین صحیحی و اعمی مربوط به مقام وضع و به مقام تسمیه است، اما این ثمره ای را که شما می خواهید ذکر کنید، در رابطۀ با این ثمره و مرحلۀ این ثمره، اعمی و صحیحی با هم دعوا ندارند اصلا. چرا؟ برای این که این مرحله ای که مربوط به ثمره است، مرحلۀ تعلّق امر است، مرحلۀ تعلّق تکلیف مولا است. در مرحلۀ تعلّق تکلیف، آیا اعمی و صحیحی دو تا هستند یا هر دو می گویند: تکلیف به نماز صحیح متعلق شده است؟ شما اگر به اعمی مراجعه کنید و بگوئید: ایها الاعمی، ما اول ظهر که می شود وظیفه مان چیست؟ جواب می دهد:

وظیفه تان این است که نماز بخوانید ولو فاسدا یا وظیفه، نماز صحیح است، مامور به، عبارت از نماز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه