سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 226

صفحه 226

جوری جمع می شود؟ ایشان می فرمایند: مانعی ندارد. چنانچه جامع به طور کلی مبیّن بود، اگر حتی از طریق آثار نمی توانستیم راه شناسایی به سوی آن داشته باشیم، با تبادر منافات داشت. کما این که اعمی ها چنین هستند. اعمی ها ولو اینکه وجوه مختلفه ای را برای تصویر جامع ذکر کرده اند؛ لکن تمامی آن وجوه محل ایراد و اشکال بود و نتیجه این شد که اعمی نمی تواند تصویر جامع بکند.

اگر اعمی ادعای تبادر کند، این اشکال به او هم وارد است، که شما می گویید: متبادر از لفظ «صلاه» چیست؟ جامع را که به هیچ وجه نتوانستید تصویر کنید و حتی شما اعمی ها از طریق آثار هم راهی برای تصویر جامع، نداشته اید. در حقیقت جامع که معنای موضوع له است، بنابر قول اعمی نه به ذات متبین است و نه بالآثار متبین است. چیزی که نه ذاتا متبین باشد و نه بالآثار متبین باشد دیگر کسی نمی تواند در رابطۀ با آن ادعای تبادر بکند، بگوید: از لفظ«صلاه» چه چیزی به ذهن می آید و چه چیزی انسباق به ذهن پیدا می کند؟ جامع باید انسباق به ذهن پیدا کند. جامع که نه متبین به ذات است و نه متبین بالآثار است.

لذا اساس حرف اعمی را ایشان منهدم می کند، می فرماید: درست است که می گوید: متبادر اعم است، اما اگر تحلیل بکنیم معنا ندارد اعمی ادعای تبادر بکند. اما ما صحیحی ها می توانیم ادعای تبادر بکنیم، برای اینکه جامع اگر به ذات متبین نیست، لااقل بالآثار متبین است و از دریچه آثار یک راهی می توانیم به سوی این جامع باز کنیم و همین مقدار در مقام تبادر کفایت می کند. پس ما می توانیم مسأله تبادر را پیش بکشیم، اما اعمی به هیچ وجه نمی تواند دست به دامن تبادر بزند. این بیان مرحوم آخوند(ره) در کفایه با توضیح مختصری که بیان کردم.

اشکال حضرت امام(ره) بر بیان مرحوم آخوند در تأخر وجود از ماهیّت

لکن اشکال مهمی به مرحوم آخوند(ره) متوجه شده که این اشکال را سیدنا الاستاذ الاعظم الامام«مدظله العالی»، بیان فرمودند. عجیب این است که اگر راه حلی برای این اشکال، درست نشود، نه تنها مسألۀ تبادر مرحوم آخوند(ره) از بین می رود، بلکه دلیل دومش که عبارت از صحت سلب نسبت به نماز فاسده است، هم از بین خواهد رفت و دو دلیل بلااثر خواهند بود.

ابتدائا امام بزرگوار(مد ظله) مقدمه ای ذکر می فرماید که ماهیّات و حقائق در عالم ماهیّت و ماهوی خودشان، قبل از مرحلۀ وجود و قبل از رتبۀ وجود دارای یک وعاء و ظرفیتی هستند، وعاء ماهیّت در عرض تحقق وجود و در ردیف تحقق وجود نیست، بلکه وعاء ماهیّت به عنوان یک موصوف، از نظر رتبه تقدم بر وعاء و رتبۀ وجود دارد. این که شما می گویید: «الماهیّه من حیث هی هی لیست الاّ هی لا موجوده و لا معدومه»؛ یعنی ماهیّت در وعاء ماهوی خودش نه ارتباط خاصی با مسأله وجود دارد و نه ارتباط خاصی با مسألۀ عدم دارد، بلکه عدم و وجود به عنوان دو وصف،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه