سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 233

صفحه 233

هستید، می خواهید به عمرو بگویید: زید دیروز منزل ما آمد، به حسب عادت نمی شود این مقصود را با اشاره تفهیم کرد. حالا اگر مراد انسان حاضر باشد، انسان می تواند با اشارۀ به«ید» و یا بعضی اشارات دیگر مطلب را برساند، اما در امور غائبه، تفهیم و تفهّم به وسیلۀ اشاره یک امری نشدنی یا خیلی مشکل است. لذا بهترین راه استفادۀ از الفاظ است به این کیفیت که الفاظی را در برابر معانی وضع بکند، (حالا واضع هرکه باشد)، این الفاظ رمز هدایت به آن معنا باشد، دلالت بر آن معنا کند، این هم یک مطلب جعلی و اعتباری است و هیچ گونه علقۀ ذاتی بین لفظ و معنا هم وجود ندارد. این مباحث را قبلا گذراندیم.

عدم لزوم معلومیت ماهیّت در وضع

مقدمۀ دیگر این است که آیا واضعی که می خواهد لفظی را در برابر یک معنای کلی وضع کند، یک ماهیّت و حقیقتی را موضوع له قرار دهد، آیا اصلا ضرورت دارد که این معنا با تمام خصوصیات بجنسه و فصله و سائر جهاته، معلوم برای واضع باشد، باید مشخصی برای واضع باشد، یا این که در باب اسمای اجناس هم وضع شبیه وضع در باب اعلام شخصیه است. مثلا خداوند به پدری، فرزندی می دهد، پدر برای او نامی قرار می دهد، همۀ جهات این فرزند برایش روشن است. آیا این پدر عوام می داند که این جنسش حیوان و فصلش ناطق است؟ می داند که فرزندش دارای چه خصوصیات خلقیه است حتی گاهی بعضی از خصوصیات خلقیا این بچه هم برای پدر روشن نیست. اما می گوید: برای این موجود خارجی کلمۀ زید را قرار می دهم و نام می گذارم. آیا باید همه چیز این مولود خارجی خلقا و خلقا، جنسا و فصلا و امثال ذلک مشخص باشد تا بتواند کلمۀ زید را وضع کند؟ نه. در باب اجناس هم همین طور است مثلا اگر خواستند کلمۀ انسان را برای همین ماهیّت یک بشری وضع کند، آیا آن بشر اولیه ای که واضع بوده«من باب شهرت» یعرب بن قحطان که کلمۀ انسان را برای این موجود؛ یعنی این ماهیّت خاصه وضع کرده، او قبلا منطق خوانده بود و می دانسته که ماهیّت انسان حیوان و ناطق است؟ حیوان به عنوان جنس مطرح است ناطق به عنوان فصل مطرح است، آیا اینها را می دانسته و یا در باب وضع اصلا این معانی لازم نیست؟ بلکه یعرب بن قحطان از باب مثال وقتی می خواسته لفظ انسان را برای این ماهیّت قرار بدهد، فرض کنید گفته:

اسم برای خودم و مشابه خودم تا روز قیامت، انسان است. «جعلت لفظ الانسان» برای خودم و مثل خودم، اگر این طوری وضع بکند چه اشکالی در حقیقت وضع پیدا می شود؟

می گوییم شما چه واضعی هستی که نمی دانی ماهیّت موضوع له چیست؟ چرا نرفتی منطق بخوانی و جنس و فصل انسان را به دست بیاوری. در مقام وضع ضرورت ندارد، چنین معنایی تحقق داشته باشد. این تقریبا به عنوان دو مقدمه بود. نتیجه ای که ما از این دو مقدمه می گیریم این است،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه