سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 240

صفحه 240

تقریب دوم استدلال به روایات و نقد آن

ظهوری در نفس این روایات و این تعبیرات وجود دارد، وقتی که می فرماید: «الصلاه معراج المؤمن» ظهور در این معنی دارد که یک ضابطه و قاعدۀ کلّیۀ را افاده می کند که«کل ما هو مسمّی باسم الصلاه فهو معراج المؤمن» آیا ظهور این عبارت و روایت را در این معنی می شود انکار کرد؟ وقتی که ما می بینیم ماهیّت، موضوع قرار می گیرد، وقتی که می بینیم مسمّی، موضوع قرار می گیرد، کلمۀ بعض و کلمۀ فی الجمله، در کار نیست، نمی گوید: «بعض ما هو صلاه یکون معراجا للمؤمن» نمی گوید: «الصلاه فی الجمله یکون معراجا للمؤمن» وقتی که ماهیّت را موضوع قرار داد، معنایش این است که«کل ما هو مسمی بهذا الاسم» که این اسم برای ماهیّت وضع شده و برای طبیعت وضع شده، این«یکون معراجا للمؤمن»، «یکون قربانا لکل تقی» و هکذا سایر آثاری که در کار است. ظهور این تعبیرات را در این عنوان کلی ما نمی توانیم انکار کنیم.

در کنار این تعبیرات، یک مسألۀ مسلم مورد قبول صحیحی و اعمی وجود دارد که نماز فاسد پشیزی ارزش ندارد، نماز فاسد لیس بمعراج مؤمن، لیس بقربان کل تقی و لیس موضوعا لشیء من امثال هذه الآثار، حتی اعمی هم قائل است، اگر از اعمی سؤال کنیم که نماز فاسد چه ارزشی پیش شما دارد؟ همین جواب را می دهد که نماز فاسد هیچ ارزشی ندارد. ما این مطلب مسلم را کنار روایاتی می گذاریم که ظهور در این معنی داشت که«کل ما هو مسمی باسم الصلاه یکون معراجا للمؤمن»، یک حالت تردید و دورانی به وجود می آید که آیا خروج نمازهای فاسد از«الصلاه معراج المؤمن» به نحو تخصّص است یا تخصیص؟ اگر ما در بحث صحیحی و اعمی قائل به صحت شدیم و قول صحیحی را اختیار کردیم، می گوییم: خروج نمازهای فاسد از«الصلاه عمود الدین» تخصص است، «لأن الصلاه الفاسده لیست بصلاه اصلا» آن نماز نیست اصلا و چیزی که نماز نیست، «لا یکون معراجا للمؤمن». لذا آن مطلب که کنار روایت قرار می گیرد، خروجش جنبۀ تخصص پیدا می کند.

اما اگر اعمی شدیم و گفتیم: نماز فاسد هم مصداق نماز هست، آن وقت خروج نمازهای فاسد از «الصلاه عمود الدین» و اشباه ذلک تخصیص می شود، مثل خروج زید عالم از اکرم العلماء، به واسطه قول مولا که می گوید: «لا تکرم زیدا العالم». پس اگر اعمی شدیم، خروج جنبۀ تخصیص پیدا می کند و اگر صحیحی شدیم، خروج عنوان تخصّص پیدا می کند. امر دایر بین تخصص و تخصیص است، اگر صحیحی شدیم، خروج نمازهای فاسد به عنوان تخصّص و اگر اعمی شدیم، خروج به عنوان تخصیص است، اینجا صحیحی استفاده می کند و می گوید که اگر ما تردید داشته باشیم، در جایی دوران بین تخصیص و تخصّص باشد، تخصّص تقدم بر تخصیص دارد، مرجح تخصّص بر تخصیص چیست؟ این است که اگر تخصص مطرح باشد، اصاله العموم، ضربه نمی خورد، اما اگر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه