سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 249

صفحه 249

المسجد»، همان طوری که شما در«لا صلاه الاّ بفاتحه الکتاب» از خارج می دانستید که«فاتحه الکتاب» دخالت در صحت نماز دارد علی کلا القولین، اینجا هم نقطۀ مقابلش را می دانید. کسی که همسایه مسجد باشد، ایقاع نماز در مسجد، دخالت در صحت ندارد، نه بنابر قول صحیحی و نه بنا بر قول اعمی. فقیهی فتوا نداده که اگر همسایۀ مسجد، نمازش را در خانه خودش خواند و در مسجد نرفت، «صلاته باطله و فاسده». با توجه به این فتوا که مسلم است که صحت نماز، مشروط بر ایقاعش در مسجد نیست، ما«لا صلاه لجار المسجد الاّ فی المسجد» را چه جوری باید معنا کنیم؟ اینجا که مثل«لا صلاه الاّ بفاتحه الکتاب» دو راه ندارد، اینجا یک راه دارد. آیا می توانیم بگوییم: نفی حقیقت است؟

ان قلت می گوید: نه. پس باید بگوییم: اینجا یک چیزی مقدر است و یک وصفی در تقدیر است به نام«کامله تامه»، یعنی همسایه مسجد اگر بخواهد یک نماز کامل و دارای درجات بالا انجام بدهد، چاره ای جز این نیست که در مسجد نماز بخواند و اگر در مسجد نماز نخواند، نمازش در عین اینکه صحیح است، ولی آن آثار و برکات بر آن ترتب پیدا نمی کند، در نتیجه ان قلت می گوید: ما چاره ای نداریم در«لا صلاه لجار المسجد الاّ فی المسجد»، یک چیزی را در تقدیر بگیریم و اگر باب تقدیر و حذف مفتوح شد، اتحاد سیاق و یکنواختی این تعبیرات اقتضا می کند که در هر کجا ما یک تقدیری در کار داشته باشیم. منتهی در هر جایی به تناسب خودش تقدیر را باید قائل بشویم، در«لا صلاه لجار المسجد الاّ فی المسجد» کامله را مقدر می گیریم. اما در«لا صلاه الاّ بفاتحه الکتاب» صحیحه را در تقدیر می گیریم، مقتضای وحدت سیاق در این نوع از تعبیرات وجود یک محذوف متناسب با خودش است. در«فاتحه الکتاب» محذوفش صحت است، در جار مسجد، محذوفش کامله هست و اگر این طور شد، استدلال به هم می خورد. برای اینکه معنای«لا صلاه الاّ بفاتحه الکتاب» می شود «لا صلاه صحیحه الاّ بفاتحه الکتاب» و این یک مطلبی است که هم صحیحی قائل است و هم اعمی قائل است و کسی نمی تواند به این عبارت استدلال کند.

پاسخ آخوند(ره) از اشکال مذکور

مقدمه ای را که شما ذکر کردید، نمی پذیریم، اصلا در«لا صلاه لجار المسجد الاّ فی المسجد» را هم قبول نداریم که چیزی در تقدیر باشد، همانجا هم نفی حقیقت و نفی ماهیّت است، هیچ فرقی از این نظر بین این دو عبارت نمی کند، «لا صلاه الاّ بفاتحه الکتاب» نفی حقیقت است، «لا صلاه لجار المسجد» هم نفی حقیقت است. اگر بگویید: ما از خارج می دانیم نماز همسایه مسجد در خانه خودش صحیح است، چه طوری اینجا نفی حقیقت می شود؟ ایشان می فرماید: دو جور نفی حقیقت داریم: یک نفی حقیقت به نحو حقیقت داریم، یک نفی حقیقت به نحو ادعا داریم. در حقیقت شبیه آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه