سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 250

صفحه 250

چیزی را که سکاکی در باب استعاره از بین اقسام مجازات قائل بود و می گفت که همیشه کلمۀ اسد در همان معنای حقیقی خودش استعمال می شود، همیشه در همان حیوان مفترس استعمال می شود، منتهی حیوان مفترس دارای دو جور مصداق است و دارای دو نوع فرد است: یک افراد حقیقیه واقعیه دارد که عبارت از حیوان مفترسهایی است که در جنگلها به سر می برند، در باغ وحشها وجود دارند، امّا افراد ادعائیه هم دارد که مردان شجاع است، اینها در شجاعت امتیاز داشته باشند، اینها افراد ادعائی همان معنای حقیقی حیوان مفترس هستند.

شبیه همین معنا را در ما نحن فیه پیاده کنیم، بگوییم که نفی حقیقت و نفی ماهیّت گاهی حقیقه و واقعا هست، گاهی هم ادعاء و عنایتا و مسامحتا تحقق پیدا می کند. در«لا صلاه الاّ بفاتحه الکتاب» نفی ماهیّت صلاه به طور حقیقت و به نحو واقع مطرح شده، اما در«لا صلاه لجار المسجد الاّ فی المسجد علی سبیل الادّعاء» نفی حقیقت مطرح شده و شاهدش هم این است که اگر بخواهیم چیزی در تقدیر بگیریم به عنوان کامله آن ارزش کلام از بین می رود. آیا روی جنبۀ ادبی از نظر نحوۀ القاء کلام این«لا صلاه لجار المسجد الاّ فی المسجد» می خواهد بگوید: کمال صلاه جار الصلاه المسجد ان تقع فی المسجد؟ یا اینکه اینقدر مطلب را لطیف بیان کرده که می خواهد بگوید: ارتباط جار مسجد با مسجد اینقدر باید قوی باشد که اگر نمازش را توی مسجد نخواند، «هذا لیس بصلاه» البته نه حقیقه، ادعاء می خواهد ارزش را اینقدر بالا ببرد و الاّ از اول می گفت«کمال صلاه جار المسجد ان تکون صلاته فی المسجد» یک مطلب را به همین جور بیان می کرد، دیگر ما را هم گیج و گنگ نمی گذاشت.

اما او نمی خواهد این حرف را بزند، او می خواهد خیلی مطلب را فراتر و بالاتر از این مطرح کند. لذا به صورت«لا صلاه لجار المسجد الاّ فی المسجد» می گوید، همانطوری که در رجل شجاع شما می توانستید بگویید: «زید کثیر الشجاعه» به جای«زید اسد» اما کثیر الشجاعه کجا و اطلاق اسم اسد بر زید و لو ادعاء کجا؟ بین این دو تعبیر فرسنگها فاصله از نظر اهمیت وجود دارد.

در حقیقت، مرحوم آخوند(ره) می فرماید: ما معتقدیم که تمامی این تعبیرات در هر کجا که تحقق پیدا بکند، همان نفی حقیقت و ماهیّت است، منتهی نحوه اش فرق می کند، بعضی جاها نفی الحقیقه بنحو الحقیقه است، بعضی جاها نفی الحقیقه بنحو الادعاء و العنایه و التسامح است و الاّ در اصل نفی حقیقت هر دوی این تعبیرات با هم مشترکند.

نقد پاسخ آخوند(ره) بر دلیل برای نفی حقیقت ادعایی

تا اینجا که ایشان هم ذکر فرمودند، به نظر می رسد که مطلب تمام است، لکن این طور نیست، مشکله ای پیش می آید که ظاهرا راهی برای حل این اشکال برای مستدل باقی نمی ماند که کانّ از مرحوم آخوند سؤال می شود که درست است که«نفی الحقیقه قد یکون بنحو الحقیقه و قد یکون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه