سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 256

صفحه 256

جای او تغییر می کند که جنبۀ شرط اختلال پیدا می کند. خود واضع توجه به این معنا دارد، لکن واضع حسابی می کند که این نیاز استعمالی در رابطه با مرکب ناقص به اندازه ای نیست که دایره وضع لفظ را توسعه بدهد که حالت نقص را هم شامل بشود. یعنی فکر می کند که نیاز استعمالی این قدر نیست که کلمه ماشین را وضع کند برای یک معنایی که فی کلتا الحالتین، چه حالت تمامیّت و چه حالت نقص، این عنوان صحیح و استعمال حقیقی پیدا کند.

آن که تحریک به وضع می کند، آن نیاز استعمالی در خصوص مرکب تام الاجزاء و شرائط است، اما در مرکب ناقص هم واضع می گوید: چه مانعی دارد که کلمه ماشین مجازا استعمال بشود؟ مگر باب مجاز مسدود است؟ مگر استعمالات مجازیه غیر مجاز است؟ لازم نیست که هر استعمالی به چهره حقیقت ظاهر شود، کثیری از استعمالات عنوان مجازی پیدا می کنند.

در حقیقت، واضع لفظ را برای مخترع خودش که عبارت از مرکب تام الاجزاء و الشرائط است، وضع می کند. با توجه به اینکه مسأله نقصان هم گاهی از اوقات تحقق پیدا می کند. چه نقصان در رابطه با اجزاء و چه نقصان در رابطه با شرائط. منتهی واضع دیگر نیازی نمی بیند که در مورد فاسد و مرکبّ ناقص یک وضعی هم در کار باشد. یعنی دایره وضع اول را توسعه بدهد، بطوری که شامل حالت فساد و نقص هم بشود. یعنی نقص را برای اعم از صحیح و فاسد وضع کند، نه نیاز استعمالی نسبت به مرکب ناقص به استعمال مجازی هم تحقق پیدا می کند. لذا وقتی که ما روش عقلاء را و روش مخترعین از عقلاء را در مقام تسمیه و نامگذاری ملاحظه می کنیم، می بینیم به این کیفیت است. ظاهر هم این است که شارع همین طریقه و همین روش را پیموده و رعایت کرده است، نه اینکه یک روش خاصی در مقام تسمیه و نامگذاری داشته باشد.

نقد آخرین دلیل صحیحی ها و مناقشات در آن

اگر این دلیل هم مورد مناقشه واقع شود که مورد مناقشه هست، صحیحی ها از نظر ادله کلامشان محل مناقشه است. برای اینکه تمام ادله اینها را که ما ذکر کردیم، در آن مناقشه و اشکال جریان پیدا می کرد. تقریبا دو مناقشه ما می توانیم به حساب بیاوریم.

یک مناقشه وجدانی است. در این مناقشه وجدانی ما اینطوری باید مسأله را بررسی بکنیم؛ بگوییم که آیا مثلا یک مرکبی مثل ماشین که دارای صدها جزء و صدها پیچ و مهره است، شما صحیحی ها می خواهید بگویید که یک پیچ از این پیچهایی که با کثرت دخالت در ماشین برای ترتب آن اثر دارد، اگر یک پیچ از آن افتاد، دیگر باید گفت: «هذا لیس بماشین حقیقتا». می گوییم: چرا لیس بماشین؟ می گویید: برای اینکه از صدها پیچ، فلان پیچ جزئی در آن وجود ندارد. آیا وجدانا از نظر تعبیرات عقلاء مسأله اینطور است؟ مثلا در تعبیراتی که می کنند، مثلا یک کسی از دوستان شما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه