سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 262

صفحه 262

می کند، اگر این حرف را می زدید، بالاخره یک حرفی داشتید و یک مسألۀ ممتازی داشتید، گرچه حالا نتوانستید بر هیچ نحوش دلیل اقامه کنید. اما شما یک حرفی را می زنید و می گویید: همه اجزاء در مسمی دخالت دارد؛ یعنی همان طوری که ارکان دخالت دارد، غیر ارکان هم دخالت دارد، از شرائط هم شرائط قسم اول دخالت دارد، آن وقت از شما می پرسیم که این مقداری را که شما می گویید در مسمی دخالت دارد، اگر بدون کم و زیاد در خارج تحقق پیدا کند، هل یتصف بالصحه، أم یتصف بالفساد؟ نمازی که تنها واجد اجزاء باشد و واجد شرائط قسم اول باشد، اما شرائط قسم دوم را نداشته باشد یا شرائط قسم سوم که عبارت از قصد قربت است، بنابر آن مبنا در آن وجود نداشته باشد، مخصوصا اگر این سؤال از مرحوم آخوند(ره) شود که آخوند(ره) در مسألۀ صحیحی و اعمی قائل به صحت است و در مسألۀ قصد قربت به معنای داعی الامر قائل به این است که «یستحیل ان یؤخذ فی المتعلق».

پس به نظر شما، اگر نمازی بدون قصد قربت در خارج واقع شد، شما که شرائط قسم ثالث را خارج می دانید، اگر نماز بدون قصد قربت در خارج واقع شد، لا محاله شما هم حکم به فساد می کنید. آنهایی که در مسألۀ مزاحمت بین صلاه و ازاله، قائل به این معنی هستند که ازاله یک واجب اهم است، امر به ازاله اقتضاء می کند نهی از صلاه را و نهی از صلاه موجب، بطلان نماز است و در حقیقت بازگشت این حرف به این می شود که«من شرائط صحه الصلاه عدم ابتلاءها بالمزاحم الاقوی». پس اگر نمازی مبتلا به مزاحم اقوا شد، خود شما هم اگر قائل به این معنی باشید، می گویید.

یتصف بالفساد.

پس در حقیقت، آن صحتی را که شما ادعا می کنید، در رابطۀ با ماهیّت و مفهوم، اگر در خارج تحقق پیدا بکند، «یکون فاسدا»، نماز مبتلای ازاله ای که مزاحم اقو است، یکون فاسدا، نماز بدون قصد قربت«یکون فاسدا»، وقتی که مدعای شما این شد، آن وقت اعمی می گوید که مسألۀ فاسد را که هم شما و هم ما قبول داریم، شما می گویید: ماهیّت آن است که اگر بدون کم و زیاد در خارج واقع بشود، «یکون فاسدا» ما هم همین حرف را می زنیم. فقط اختلاف ما اعمی ها با شما در این جهت و در مثل این مورد است. ما می گوییم: اگر نمازی خالی از فاتحه الکتاب باشد«یکون صلاه»، اما صحیحی ها می گویید که فاتحه الکتاب چون جنبۀ جزئیت دارد و تمام اجزاء در مسمی دخالت دارد، نماز بدون فاتحه الکتاب، لا تکون صلاه. آن وقت ما از شما سؤال می کنیم: «بینکم و بین وجدانکم» شما اجازه می دهید که این حرف را بزنید، بگویید که اگر نماز بدون قصد قربت واقع شد، «تکون صلاه» برای اینکه قصد قربت از مسمی خارج است، قصد قربت داخل در شرائط قسم ثالث است، شرائط قسم ثالث همه از مسمی بیرون هستند. پس اگر نمازی بدون قصد قربت واقع شد، شما صحیحی ها می گویید: «یکون صلاه واقعا». اما اگر یک نماز بدون فاتحه الکتاب واقع شد، می گویید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه