سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 272

صفحه 272

یا قائل شده اند به اینکه یک منطوق و یک مفهوم یا قائل شده اند به اینکه دو تا منطوق است و اگر هر کدام از اینها باشد، چه عنوان مفهوم در کار باشد و چه عنوان منطوق باشد، این به عنوان یک قضیه ای که در رابطۀ با استعمال مطرح است، اضافه به متکلم و مستعمل داده می شود. همانطوری که در سایر مفاهیم، اگر قضیه شرطیه مفهوم داشته باشد، نمی توانیم آن جملۀ مفهومیه را از اسناد به متکلم دور کنیم، نمی توانیم بگوییم که ربطی به متکلم ندارد به عنوان جمله، همینطور در لا و الاّ یا به عنوان مفهوم مطرح است یا به عنوان بالاتر از مفهوم که عنوان منطوق است، این عنوان استعمال دارد، عنوان اضافه به متکلم دارد.

وقتی که«الاّ» را معنی می کنید، یعنی«و تعاد الصلاه» این به عنوان تفسیر نیست، این به عنوان تشریح نیست، این به عنوان جانشین لفظی اوست، حقیقت معنای«لا» و«الاّ» این است. «لا تعاد من شیء الاّ من هذه الامور الخمسه» خودش عبارت از دو تا جمله است، منتهی جمله دوم را ممکن است اسمش را جمله مفهومیه بگذارید و چون خود متکلم اینجا الاّ را بیان کرده، عرض کردم که عده ای قائل اند به این که این غیر از مفهوم است، مفهوم آن است که متکلم از دهانش بیرون نیامده، ولو اینکه استعمال کرده. اما اینجا را الاّ خودش گفته و الاّ جانشین لفظی«تعاد الصلاه» است.

پس در مسألۀ«قام زید و عمرو» هم اگر ما حرف ان قلت را بپذیریم، اینجا نمی توانیم بپذیریم.

اینجا مثل«قام زید و عمرو» دو تا جمله استعمالیه دارد، دو تا استعمال کلمۀ اعاده و کلمۀ صلاه مطرح است و اگر معنای«تعاد الصلاه» معنای اعم شد که خود ان قلت قائل است، روی اتحاد سیاق که آن هم خود ان قلت قائل شد، ما مجبوریم که صلاه را در هر دو عبارت، حمل بر معنای اعم کنیم و به آن کیفیتی که دیروز عرض کردیم این استعمال هم نمی شود عنوان مجازیت پیدا کند، این قانون است، این ضابطه ای است که هزاران فرع می خواهد از این ضابطه استفاده شود و اینجا جای استعمالات مجازیه وجود ندارد که ما استعمال مجازی را اینجا مطرح کنیم. لذا به نظر می رسد که استدلال اعمی به حدیث«لا تعاد» با اینکه در رابطۀ با حکم مطرح نیست، این استعمال فی حد نفسه خوب است، کما اینکه آن استدلال اولی که از طرف آنها ذکر کردیم، فی نفسه استدلال بدی نیست. اما دلیل سوم، دلیلشان را مطرح می کنیم تا جوابش بعد.

دلیل سوم اعمی در شرط صحت بودن ولایت برای عبادت

دو تعبیر در دو دسته روایات است، یکی این روایت معروفۀ«بنی الاسلام علی خمس، الصلاه و الزکوه و الصیام و الحج و الولایه و ما نودی احد بشیء مثل ما نودی بالولایه، فلو أنّ أحدا صام نهاره و قام دهره و قام لیله و حجّ دهره و تصدّق بجمیع ماله» در کفایه روایت را اینطوری نقل کرده که«و مات بغیر ولایه» اما در بعضی از این روایات، طور دیگری نقل شده که«لم یعرف ولایه ولیّ الله فیکون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه