سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 278

صفحه 278

اول از صدر روایت این را باید معنا کنیم بعد به آن دو تعبیر بعدی برسیم، صدر روایت وقتی که می گوید: «بنی الاسلام علی الخمس: الصلاه» چاره ای نداریم، باید بگوییم«الصلاه، الصلاه الصحیحه و الزکاه، الزکاه الصحیحه و الصوم، الصوم الصحیح و الحج، الحج الصحیح» این به لحاظ صدر روایتی است تردیدی نیست، راجع به آن دو تعبیری که مورد استدلال قائل به اعم واقع شده بود، خود امام می فرماید: «فاخذ الناس بالاربع» اربع، الف و لامش الف و لام عهد ذکری است، یعنی آن چهارتایی که ما اول گفتیم، آن چهارتایی که اول به عنوان«بنی الاسلام علی الخمس» گفتیم الف و لام «الاربع» اشارۀ به آنها است. یعنی اهل سنت آن چهار تا را گرفتند، از خارج می دانیم که نمازهای اینها باطل است، برای این که اصلا استدلال و جواب از روایت هر دو روی این مبنا است؛ که مسألۀ ولایت در صحت عبادت دخالت و نقش دارد، چطوری بین این دو جمع کنیم؟

مراد از صحت در روایت«بنی الاسلام علی الخمس»

از یک طرف مبنای اسلام را نماز صحیح قرار داده و از طرفی ولایت هم در صحت دخالت دارد و از طرفی هم خود امام می فرماید: که اهل سنت به همین چهارتایی که من گفتم اخذ کردند و این چهارتا عبارت از نماز صحیح است، حل آن چگونه است؟ ایشان می گوید راه حل این است که بگوییم این«اخذ الناس بالاربع» معنایش«اخذ الناس بصلاه الصحیحه»، منتها صلاه صحیحۀ بحسب اعتقاد خودشان، آنها اخذ به نماز صحیح کردند، اما نه نماز صحیح پیش ما، نه نماز صحیح به حسب اعتقاد ما که مسألۀ ولایت را شرط صحت می دانیم نه، نماز صحیح به حسب اعتقاد خودشان و نظر و رأی خودشان، آیا غیر از این شما می توانید راه حلی پیدا کنید، در«بنی الاسلام علی الخمس» می شود تردید کرد که آن صلاتی که مبنای اسلام است، صلاه صحیح است؟ آنکه جای تردید نیست. جواب هم مبتنی بر شرطیّت ولایت در صحت است، آن هم که جای تردید نیست. «اخذ الناس بالاربع» الف و لامش اشارۀ به همین عهد ذکری و این چهار تا است که ذکر شده این هم تردید نیست، خوب اینها را وقتی با هم جمع کردیم، آیا راه حلی غیر از این ما می توانیم برای مسأله تصور بکنیم و بگوییم «اخذ الناس بالاربعه» آن هم معنایش این است«ای بصلاه الصحیحه»، اما دنبال کلمۀ صحیحه دیگر عندنا نیست، «ای صلاه صحیح عندهم و الزکاه صحیحه عندهم و الحج صحیح عندهم،» شما بگویید آخر این«عندهم» قدری مسأله را بعید می کند، می گوییم مگر بین فقهای خود ما در مسألۀ صلاه صحیح اختلاف وجود ندارد، یک کسی می گوید: سوره جزء نماز است، «اذا ترکها عمدا» نماز باطل است، بعضی از فقها معتقدند که سوره جزئیت ندارد برای نماز«و اذا ترکها عمدا لا تکون صلاه باطله» اینجا انظار خود ما هم در صحت اختلاف پیدا کرد، پس وقتی که ما می گوییم صلاه برای صلاه صحیحه وضع شده دیگر دنبالش«عندنا و عندهم» وجود ندارد و الاّ اگر عندنا و عندهم وجود داشته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه