سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 287

صفحه 287

حیض به جا بیاورد، پس چون نماز صحیح مقدور او نخواهد بود، لا محاله باید یک نمازی متعلق نهی باشد که بتواند طرف قدرت زن حایض قرار بگیرد که همان نماز به معنای اعم است. حایض بر نماز به معنای اعم قدرت بر ایجاد دارد و قدرت بر ترک دارد، نماز به معنای اعم، مقدور است برای این زن، لذا این«دعی الصلاه ایام اقرائک» به ملاحظۀ این که در قالب امر و نهی مسأله مطرح شده و امر و نهی نیاز به مقدوریت مأمور به و منهی عنه دارد، می گوییم«دعی الصلاه ایام اقرائک» یک معنای اعمی را اراده کرده، «و الاّ لا یکون مقدورا للمکلف» این استدلال به این کیفیت است.

عدم جواز حمل روایت بنابر استعمال مجازی

اگر کسی این حرف را بزند که این استعمال مجازی است. عرض کردیم جای مجاز اینجا نیست و نمی توانیم مسألۀ مجاز را مطرح کنیم. ولی اشکال دیروز به این تقریب هم وارد خواهد بود که اگر شما«دعی الصلاه» را به معنای اعم گرفتید لازمه اش این است که اگر زن حایض به عنوان نماز ظهر چهار رکعتی ایستاد و دو رکعت نماز ظهر خواند به قول شما این هم باید حرام باشد، یا این که بگوییم این اشکال اینجا توجه پیدا نمی کند، برای خاطر این که اینجا گرچه قدرت در متعلق معتبر است، اما چون جنبۀ ارشاد دارد معنایش همان«الحیض مانع من الصلاه» می شود، معنایش«یشترط فی صحه الصلاه خلوها من الحیض» می شود، کما این که در همان«لا تبع ما لیس عندک» هم مسأله این طور است، اینجا ما می گوییم که لا تبع به لحاظ نهی باید بیع مقدور باشد برای مکلف. و بیع صحیح نمی تواند مقدور مکلف باشد. چه موقع کسی می تواند مال مردم را برای خودش به عنوان بیع صحیح معامله کند؟ این بیع صحیح تحقق پیدا نمی کند، در عین این که این بیع در لا تبع به معنای اعم است و چاره ای غیر از این نیست، ولی به لحاظ این معنایی که ما کردیم کأن اینطوری می شود، می گوید: «لا تبع ما لیس عندک لان البیع لا یقع صحیحا» اگر این تحلیل در کنار«لا تبع ما لیس عندک» باشد که معنای ارشاد عبارت از همین معنا است. دیگر شما نمی توانید بگویید اگر لا تبع یک معنای اعمی را می گوید لازمه اش این است که اگر انسان مال غیر را به یک معامله ای بردارد که با قطع نظر از مال غیر بودن، فساد دارد؛ این هم باید داخل در دایرۀ نهی باشد. می گوییم: نهی به اعم تعلق گرفته اما نه نهی مولوی، نهی ارشادی است و این نهی ارشادی معلّل است و علتش هم این است که«لأن البیع لا یقع صحیحا» به زن حایض هم می گویند زن حایض تو نماز نخوان در ایام حیض. «لان صلاتک لا تقع صحیحه» آن صلاتی که می خواهد صحیح و یا غیر صحیح واقع بشود، آن صلاتی است که همه خصوصیات در آن وجود دارد، غیر مسألۀ حیض. و الاّ اگر نماز چهار رکعتی را دو رکعت خواند این دیگر به حیض ارتباط ندارد. در غیر زمان حیض هم اگر این معنا تحقق پیدا بکند اتصاف به صحت ندارد، لذا می شود روی این تقریبی که عرض کردیم اگر این نهی، نهی ارشادی شد که ظاهر هم همین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه