سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 315

صفحه 315

می آید استعمال نماز را، در نماز فاسد بکند با اینکه فروع نماز فاسد الی ما شاء الله است و سؤالات در این رابطه الی ما شاء الله است، در رساله ها هم مباحث مربوط به نماز فاسد فی حد الکثره است، بگوییم: همۀ اینها این استعمالات را مجازا استعمال بکنند، به کجا برخورد می کند؟ مسأله این نیست، اگر کسی دنبال واقعیت است، واقعیت با این معنا تطبیق نمی کند واقعش این است که مقام نامگذاری شارع هم همان نحوی است که بین عقلا متداول و متعارف است، منتها مرکبات آنها، مرکبات خارجیه است، شارع مرکبش مرکب اعتباری است، اما اعتباری بودن و خارجی بودن در این جهت نمی تواند فارق باشد، که توضیح این را عرض کردیم.

فرق ماهیّت کلیه و اعلام شخصیه از نظر عناوین

یکی از ادله هم که حالا شما دلیل می خواهید اسمش را دلیل یا مؤید بگذارید، این مسأله بود که ما در عناوین کلیه، می بینیم که اسم برای همان ماهیّت کلیه قرار داده می شود، به خلاف اعلام شخصیه، اعلام شخصیه یک مسمای خارجی بیشتر ندارد، اما در عناوین کلیه که شما می گویید: «صلاه» هم مثل رجل و مثل انسان برای یک معنای کلی و ماهیّت کلیه وضع شده است. (استحاله هم اگر فرض کنیم نداشته باشد که این بحثها را گذراندیم). آیا در مقام تسمیه که مسمی عبارت از یک عنوان کلی است، مناسب هست که این عنوان کلی را اولا: یک وجود کنارش بگذاریم؟ ثانیا: وجودش را وجود خارجی کنیم نه وجود ذهنی و ثالثا: در وجود خارجی بعضی از نمازهایی را که اتصاف به صحت دارد برای این که در وجود خارجی هم گاهی نماز فاسدا واقع می شود، بیاییم کلمۀ صحّت، معنای صحت را که این صحت لازم هم نیست. «قد یکون مع الوجود» آن هم وجود خارجی، آن هم وجودی که غیر از مرحلۀ ماهیّت و غیر از مرحلۀ مسمی است، این را دخالت در مسمّی بدهیم؟ بگوییم: صحتی که«قد یکون اثرا لوجود الصلوه» آن هم نه وجود ذهنیش، بلکه وجود خارجیش، که هر دو وجود چه ذهنی و چه خارجی باشد بعد از مرحلۀ ماهیّت مطرح است و بعد از مرحلۀ ماهیّت رتبه پیدا می کند این را از آنجا برداریم و بیاوریم روی مسمی بگذاریم. در ردیف ماهیّت قرارش بدهیم در ردیف عنوان قرار بدهیم.

این مطلب اگر استحاله هم نداشته باشد لکن یک استبعاد کلی دارد. بله اگر یک وقت چیزی در مرحلۀ ماهیّت مطرح است مثل این که انسان حیوان را مقید به ناطق بکند. ناطق هم در مرحلۀ ماهیّت مطرح است. مانعی ندارد قید حیوان بشود، هر دو فی مرحله الماهیه است، اما صحت که در مرحله ماهیّت نیست، وجود متأخر از ماهیّت است، آن هم وجود خارجی، آن هم نه همه وجودات خارجیه، بعضی از وجودات خارجیه است که صحت دارد و آثار صحت بر آن ترتب پیدا می کند. آیا این فی کمال الاستبعاد نیست که انسان بخواهد در مرحلۀ ماهیّت به عنوان دخالت در مسمی و به عنوان قید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه